ارتش عبری از ابتدای تاسیس رژیم صهیونیستی كه از آن به عنوان ارتش دفاعی! یاد میكنند همیشه در پی آن بوده تا بتواند به نوعی خودكفایی در تولید جنگافزار برسد و در این راه موفقیتهای بسیاری هم به دست آورده كه بیشتر آنها به تكیه بر جاسوسی از صنایع نظامیغرب و آمریكا بوده است. این رژیم در دزیدن طرحهای نظامیدست بلندی دارد، بهگونهای كه هواپیمای كفیر ساخت این رژیم با دزیدن نقشههای جنگنده میراژ ۵ فرانسه از كارخانه سوئیسی ساخته شد.
یكی از طرحهایی كه ارتش اسرائیل بسیار روی آن مانور میداد و از آن به عنوان دژ آهنین یاد میكرد، تانك میركاوا بود كه از ابتدای طراحی خود پس از جنگ رمضان ۱۹۷۳ تا جنگ ۳۳ روزه ۴ مدل مختلف آن ساخته شد كه آخرین آن میركاوا ۴ بود. ارتش اسرائیل برای این تانك تبلیغات زیادی انجام داد و قرار بود كه تعداد بسیاری از آنها را هم به كشورهای مختلف بفروشد كه این طرح با جنگ ۳۳ روزه عملا به بوته فراموشی سپرده شد. در این جنگ بنابر برخی از آمارهای موجود ۹۵ تانك اسرائیلی هدف قرار گرفت كه ۶۵ عدد آن از نوع میركاوا ۴ بود. گروهی از این تانكها در واپسین روزهای نبرد در بنت جبیل و تپه مسعود شكار موشكهای بسیار دقیق و قدرتمند كورنت شدند تا به این ترتیب افسانهای بنام میركاوا به پایان برسد و كشورهای خریدار نیز از خرید آن صرفنظر كنند كه در این میان آمریكاییها هم قرار داشتند. این نیز بعد دیگر شكست برای اسرائیلیها بود. پس از پایان جنگ بود كه صنایع نظامیاسرائیل روی تانكی دیگر كار كرد تا این بار موشك كورنت نتواند آن را مورد هدف قرار دهد، نام این تانك كه تصویری از آن منتشر نشده است را ببر گذاشتهاند!
«سائر هم به میركاوا میپیوندد»
نیروی دریایی ارتش اسرائیل در طول دوران جنگ با اعراب هیچگاه به بوته آزمایش در نیامد، در حالی كه آنها در دهه ۹۰ زیردریاییهای دلفین را از آلمان تحویل گرفتند، در همین سالها چند فروند ناوچه موشكانداز و توپدار را هم از آمریكا بهنام سائر ۵ تحویل گرفتند. این ناوچهها كه ارتش اسرائیل به شدت به آن میبالید دارای سیستم ضدموشك سونار است كه تقریبا آن را در برابر هدف قرار گرفتن توسط موشك ایمن كرده است. این ناوچهها بدون هیچ واهمهای در برابر شهر بیروت و صور لنگرانداخته و با توپ ۷۵ میلیمتری خود این شهرها را هدف قرار میدادند. در غروب یكی از روزهای جنگ بود كه دبیركل حزبالله بر صفحه تلویزیون المنار ظاهر شد و گفت كه ناوچه اسرائیلی در برابر ساحل بیروت در حال سوختن است. هر چند ابتدا اسرائیلیها این خبر را تكذیب كردند اما پس از آن ناچار به اعتراف این موضوع شدند. این ناوچه با استفاده از یك فروند موشك ۸۰۲C هدف قرار گرفت و آنگونه كه بعدها منتشر شد این موشك با خاموش كردن رادار به سمت این ناوچه روانه شده است. ناوچه دیگر اسرائیلی هم چند روز بعد در نزدیكی ساحل صور هدف قرار گرفت كه در مورد نوع موشك مورد استفاده مطلب خاصی منتشر نشد. در این مجال باید اشارهای هم به جنگ شهرها داشته باشیم. اینكه لبنان آسیب فراوانی از این جنگ دید، اما در طرف مقابل شهرهای هدف قرار گرفته شده توسط مقاومت لبنان هم آسیب جدیای دیدند، در حالی كه مقامات اسرائیلی به شدت سانسور خبری را حاكم كرده بودند، خبرنگارانی بودند كه از میزان خسارتهای وارد آمده به شهركهای یهودینشین سخن بگویند. به گفته خبرنگار سیانان شهر كریات شمونه به ویرانهای تبدیل شده بود كه در آن هیچ خانه سالمی را نمیشد پیدا كرد. موشكهایی كه مقاومت لبنان به سمت مواضع اسرائیلی شلیك میكرد بسیار قدرتمند بودند و آنچه برخی میپندارند موشكهای ۱۲۲ میلیمتری معمولی نبودند، بلكه بسیاری از آنها موشكهای ۲۲۵ میلیمتری سنگینی بودند كه اصابت آنها به هر نقطهای، خرابی بسیار به بار میآورد.
«وقتی سربازان تیپ گولانی گریه میكنند»
یكی از تیپهای كوماندویی معروف اسرائیل كه این رژیم تبلیغ بسیاری روی آن انجام میدهد، تیپ معروف گولانی است كه به ادعای مقامات اسرائیلی، هر نظامیعضو این تیپ برابر با ۱۳ نظامی معمولی توان دارد. هنگامیكه در جریان جنگ ۳۳ روزه ارتش اسرائیل با بنبست نفوذ به داخل لبنان مواجه شد، از این تیپ كمك گرفت و چند گردان آن راهی مرزهای شمالی فلسطین اشغالی شدند. نظامیان متكبر این تیپ هنگامیكه به سمت خاك لبنان حركت میكردند در برابر دوربینهای تلویزیونی به گونهای حركت میكردند كه گویی تا ساعتی دیگر سرنوشت جنگ رقم خواهد خورد. اما تنها باید ساعتی صبر میكردی تا صدای گریه این نخبههای نظامی را میشنیدی و نحوه بازگشت آنها را از منطقه جنگی مشاهد میكردی. آنچه دوربینهای تلویزیونی آن روزها نشان دادند از هم پاشیدن سازمان رزم این تیپ كاركشته اسرائیلی در برابر رزمندگان لبنانی بود. این تیپ در نبردهای سنگین با نیروهای مقاومت در چند منطقه مرزی از جمله مركبا، عیتاالشعب، مارونالراس، بنتجبیل و الطیبه جنگید و در تمام این مناطق متحمل شكست شد. نبرد سنگین رزمندگان مقاومت با این نظامیان در آن روزها باعث اعتراف فرماندهان نظامی این تیپ به قدرت جنگی لبنانیها شد. یوئاف مرداخای از فرماندهان تیپ گولانی گفت: باید اعتراف كنم كه نیروهای حزبالله قهرمانانه میجنگند. نیروهای حزبالله در روستای مركبا در بخش غربی مرز جنوب لبنان نبردی شجاعانه به نمایش گذاشتند و با مهارت جنگیدند. البته این تمام ماجرا نبود، هنگامی كه نیروهای تیپ گولانی با حمایت تانكها و آتش توپخانه و حمایت هوایی برای تصرف بنتجبیل حركت كردند، روزهای سختی را در پیش داشتند. در نبرد بنت جبیل ۳۵ تن از این نظامیان كشته و دهها تن از آنها زخمی شدند. گردانی كه عازم نبرد در این منطقه بود به گفته شاهدان عینی تنها با چند ده تن رزمنده لبنانی مواجه شد. این تیپ سه بار تلاش كرد تا شهر بنتجبیل را كه به گفته آنها پایتخت حزبالله بود، تصرف كند، اما هر بار كه دست به حمله میزد چارهای جز عقبنشینی و فرار از مهلكه نداشت. به گفته برخی از فرماندهان این تیپ ضرباتی كه در جنگ ۳۳ روزه بر پیكر آنها وارد شد هنوز هم بازسازی نشده است.
علی شمسا، اعتمادملی-۶۹۶، به نقل از فارس
]]>سیدمحمد صدر هاشمی
حدود ۲۳ سال پیش در سفری فرهنگی به بعلبك در شرق لبنان، همراه دوستم حسین رویوران برای انجام مصاحبهای با سیدحسن نصرالله كه در آن زمان جوانی حدودا ۲۲ ساله بود، ملاقات كردیم. مصاحبه درباره تحولات آن روزها در لبنان بود. نیروهای اسرائیلی پس از اشغال بیروت و جنایاتی كه در اردوگاههای صبرا و شتیلا صورت داده بودند، از بیروت عقبنشینی و در بخشهایی از جنوب مستقر شده بودند. منطق تحلیل او از تحولات، شیوه بیان و استواری كلام او برای ما كه اولین بار با یك جوان اندیشمند شیعه لبنانی و متأثر از انقلاب اسلامی روبهرو بودیم، بسیار جذاب و نكتهآموز بود. آنچه آن روز در وجنات آن سید جوان خواندیم و به یكدیگر گفتیم، این بود كه او «كسی» خواهد شد.
امروز پس از گذشت ۲۳ سال از آن زمان، سیدحسن نصرالله در كویر بیكسی اعراب، نه تنها رهبر مقاومت در لبنان است كه امید به رهایی را در دل و جان ملتهای مسلمان و عرب منطقه كاشته است، همان ملتهایی كه در طول شصت سال گذشته، همواره تحقیر شده و با خیانت و سازشپذیری رهبران در برابر اهداف توسعهطلبانه دشمن صهیونیستی، هرگونه امكان مقاومت از آنها سلب شده است. تجربه چند ساله اخیر مقاومت اسلامی و به ویژه ضربات سهمگین نیروهای مقاومت اسلامی بر پیكره ارتش اسرائیل در دو سه هفته اخیر، نگاه امید ملتها را به مقاومت و رهبران آن جلب كرده است. آنچه امروز در سرزمینهای جنوب لبنان میگذرد، مفصل تاریخی در جریان مقاومت در برابر توسعهطلبیهای آمریكا و اسرائیل در منطقه است. شكسته شدن افسانه شكستناپذیری بزرگترین و قدرتمندترین ارتش منطقه و یكی از چند ارتش قدرتمند جهان، بار دیگر نشان داد كه چنانچه اراده مقاومت و الزامات آن به وجود آید و خواست ملتهای منطقه برای سد كردن راه توسعهطلبی دشمن به رسمیت شناخته شود، راه تحقق پیروزی چندان طولانی نخواهد بود. حزبالله اما برای رسیدن به چنین مرحلهای فراز و فرودهای بسیاری را تجربه كرده و درسها آموخته است و البته عامل ایمان و ارادت به مردم در این میان، عاملی تعیینكننده بوده است. مقاومت اسلامی با عبور از سختیها، موانع و چالشهای فراروی خود، به یمن هوشمندی، توكل و مدیریت رهبر خود، سیدحسن نصرالله و عنایت الهی، امروز نه تنها در دل و جان مردم لبنان، كه در میان ملتهای منطقه و جهان جای گرفته است؛ میتوان به نمونههای كوچك و بزرگ اشاره كرد:
جوانی كه در حومه جنوبی بیروت خانه و كاشانه را از دست داده بود، در برابر دوربین خبرنگاران و با اشاره به اطلاعیههای رژیم صهیونیستی كه در آنها از مردم لبنان خواسته بود، محل اختفای سیدحسن نصرالله و مسئولان مقاومت را اطلاع دهند، در حالی كه با انگشت سینه خود را نشان میداد، با خشم تمام خطاب به دشمنان فریاد زد: «سید حسن را میخواهید؟ محل اختفای او را میخواهید؟ من به شما میگویم. او در قلب من پناه گرفته است!».
در صحنهای دیگر، زنان و مردانی كه در فاجعه «قانا» كسانی را از دست داده بودند، ضمن اظهار خشم و نفرت از آمریكا و اسرائیل، پیروزی سیدحسن و فرزندان مقاومت اسلامی را از خداوند درخواست میكردند. در جایی دیگر در یكی از اردوگاههای موقت، مردمی كه در پی بمبارانهای شدید هواپیماهای دشمن و تخریب مأوی و مسكن و از دست دادن عزیزانی، آواره شده بودند، به هنگام دیدار رئیسجمهور مسیحی لبنان از محل سكونت آنان، سخنانی بر زبان راندند كه جهانی معنا در آن نهفته است: ما نه آب میخواهیم و نه نان، ما فقط سلامتی سیدحسن و پیروزی مقاومت را میخواهیم.
آنان كه با جامعه لبنان آشنایند و با مردم آن زیستهاند، به خوبی میدانند كه بیان چنین سخنانی، نتیجه احساسات و هیجانات زودگذر ناشی از شرایط جدید نیست، بلكه این سخنان را باید در رابطه بیست و چند ساله با جنبش مقاومت اسلامی با مردم جامعه خویش جستجو كرد و عمق آن را در دل و ذهن آنان. حزبالله تنها حزب و جریان سیاسی است كه برخلاف بیشتر احزاب و سازمانهای لبنانی به جز یك مورد استثنایی و كوتاهمدت، از درگیریها و فتنههای داخلی به شدت پرهیز كرده و تمام هم و توان خود را بیش از هر چیز متوجه مقاومت و البته بسترسازی برای آن نموده است. سخنان پیشگفته و رفتار مردم در تحولات اخیر، ریشه در فرهنگ مقاومت دارد كه مدیون رهبری نصرالله و مقاومت اسلامی در سالهای گذشته است. صداقت در رفتار و گفتار فارغ از غرور و نخوت، به ویژه در پی پیروزیهای گذشته را باید یكی از علل جای گرفتن نصرالله و حزبش در قلب مردم و جلب اعتماد و علاقه مردم دانست. فراموش نكردهایم كه در فردای عقبنشینی نیروهای ارتش صهیونیستی از جنوب لبنان در سال ۱۳۷۹ سیدحسن نصرالله به عنوان رهبر پیروز مقاومت در شهرك بنت جبیل در نزدیكی مرزهای فلسطین اشغالی (شهركی كه طی هفته گذشته شاهد رزم حماسی نیروهای مقاومت اسلامی با یگانهای زبده دشمن بود) در حالی كه احساس شادمانی ناشی از این پیروزی از مرزهای لبنان فراتر رفته و كشورهای عربی و اسلامی را فرا گرفته بود، این پیروزی بزرگ را نه به حزب خود و نه به شیعیان لبنان و جهان و نه حتی تنها به مردم لبنان كه به همه ملتهای مسلمان و عرب و تمام آزادیخواهان جهان هدیه كرد. در حالی كه در دهههای گذشته، كوچكترین پیروزی حزبی بر حزب دیگر در درون لبنان، غرور و نخوت و سهمخواهیهایی به دنبال داشت، ضمن آنكه این پیروزیهای حقیر و زودگذر، هزینههای سنگینی برای مردم لبنان نیز در پی داشت. سخنان اخیر رهبر حزبالله و اهدای پیروزی و افتخارات بزرگتری كه در راه است، به همه ملتهای مسلمان و عرب، مبتنی بر همان گفتمان پیروزی ویژه نصرالله است.
افسانهها ساخته و پرداخته اذهان است، حماسهها اما بر اساس واقعیت خود، ماندگار میشوند. ضربات سنگین نیروهای مقاومت بر نیروهای مهاجم دشمن در «مارونالراس» و «بنت جبیل» كه در تاریخ جنگهای اعراب و اسرائیل بیسابقه بوده، حماسه است!
صبر و پایداری مردم قانا در پی كشتار فجیع و مظلومانه نیز حماسه است، همچنان كه تحمل مردم خوب لبنان و حومه جنوبی بیروت و ساكنان بقاع و سراسر خاك لبنان، حماسه است. درست است كه بنت جبیل زخم خورد، مارون الراس سوخت، حومه جنوبی بیروت فرو ریخت و لبنان در غم و اندوه كودكان مظلوم جنوب، اشك ریخت، فردا، اما خورشید پیروزی، تن مجروح و خسته لبنان را گرمی خواهد بخشید و بنت جبیل، دوباره عروس جبلعامل خواهد بود.
]]>برزو بیطرف با همکاری سایت مقاومت
روز اول
در پی عمل زشت حزبالله در گروگانگیری دو نظاميبیگناه اسرائیلی، ارتش این کشور به لبنان حملهور شد. گفتنی است آگاهان سیاسی دفاع از خود را حق هر ملتی علیالخصوص بعضی ملتها ميدانند.
روز بعد
در دومین روز جنگ نظامیان اسرائیل تلاش کردند تا از انتقال دو اسیر صهیونیست به مناطق امن در داخل لبنان جلوگیری کنند. به همین خاطر مناطق داخل لبنان را بمباران کردند که دیگر در داخل لبنان منطقه امنی وجود نداشته باشد.
امیل لحود رئیسجمهور لبنان ضمن هشدار به اسرائیلیها درمورد ادامه تجاوزات، از مقاومت حزب الله تشکر کرد. در تایید این تشکر دولت لبنان اعلام کرد که مسئولیت عملیات حزب الله را نميپذیرد.
سوریه، حماس و جهاد اسلامياز عملیات شجاعانه حزب الله حمایت کردند. در همین راستا اسرائیلیها گفتند: خوب خودتان را لو دادید. خدمت شما هم ميرسیم.
روز بعد
هواپیماهای اسرائیلی مخازن سوخت نیروگاه الجیه و فرودگاه بیروت را بمباران کردند. فرمانده این عملیات اظهار داشت به ما گفته بودند حسن نصرالله در یکی از مخازن مخفی شده است. ساعتی بعد پلهای جاده مواصلاتی بیروت-دمشق نیز هدف بمبهای هواپیماهای اسرائیلی قرار گرفت. فرمانده این یکی عملیات هم ابراز داشت نصرالله پس از بیرون آمدن از مخازن سوخت زیر این پلها قایم شد بود.
عربستان سعودی اعلام داشت عملیات حزب الله بدون هماهنگی با کشورهای عربی صورت گرفته است. در این راستا آگاهان سیاسی پیشنهاد کردند از این پس حزب الله اسرار نظامياز جمله محل استقرار سید حسن نصر الله، نحوه آرایش نیروها و نیز آمار مهمات شان را جهت هماهنگی هرچه بیشتر با اسرائیل در اختیار برخی کشورهای عربی قرار دهد.
سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا حمله حزب الله به نیروهای اسرائیلی را محکوم نموده و سوریه و ایران را مسئول حوادث پیش آمده دانست. سوریه و ایران نیز طبق اقداميناهماهنگ گفتند: باشه؛ مسوولیتش با ما.
روز بعد
اسرائیل تهدید کرد در صورت آزاد نشدن اسرای اسرائیلی دمشق را بمباران خواهد کرد. در پی اعلام این تهدید قیمت کشک در دمشق و مناطق اطراف رشد سرسامآوری یافت.
یک فروند ناوچه ساعر ۵ توسط دو فروند موشک حزب الله هدف قرار گرفتند. ساعتی بعد یکی از فرماندهان نظامياسرائیل در مصاحبه ای مطبوعاتی اعلام کرد: این نامردا دو تا موشک زدن به یه ناو ما. این نامردیه. در پی این اظهارات جامعه بینالملل این نامردی حزب الله را محکوم کرد.
اسرائیل به مسوولان ایران و سوریه هشدار داد. در همین راستا قیمت زرشک در تهران چهار برابر افزایش یافت.
ساکنان مناطق شمالی اسرائیل ۵۰ کیلومتر از مرز عقب نشینی کردند. یکی از عقب نشینان ابراز داشت: تاکجا باید بریم عقب؟ عقب نشین دیگر پاسخ داد: تا برسیم به ارض موعود. عقب نشین نخست اظهار داشت: آخرش نفهمیدیم این ارض موعود کجاست.
روز بعد
بالگردهای اسرائیلی در حمله به مردم لبنان از گلولههای آزار دهنده تنفسی استفاده کردند. کارشناسان اسرائیلی در توجیه این عمل گفتند این گلولهها تربیت شده هستند و تنها نیروهای حزب الله را آزار ميدهند.
ایهود اولمرت پیشنهاد داد که عملیات حزب الله متوقف شود و مرز اسرائیل تا رود لیتانی پیش رود. در پی این پیشنهاد لبنان در بحران افزایش قیمت زرشک فرو رفت.
تلویزیون اسرائیل رقم کشته شدگان اسرائیلی را در جنگ ۹ تن اعلام کرد. تحلیل گران سیاسی گفتند به این ترتیب لااقل ۹۰ اسرائیلی کشته شده اند.
ولید جنبلاط اعلام کرد آنچه پیش آمده پاسخ ایران در پروژه هسته ای بوده است. تحلیل گران تا امروز مشغول یافتن راههایی برای جمع این سخنان با سخنان دیروز جنبلاط هستند. از نتیجه این مشغولیت هنوز اطلاعی در دست نیست.
سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان اقدامات حزب الله را نامناسب، غیرمسوولانه و دور از انتظار خواند.
در همین راستا نمایندگان کشورهای مصر، اردن، کویت، عراق، تشکیلات خودگردان، امارات و بحرین از موضع فیصل حمایت کرده گفتند: فیصل موضع قشنگی دارد.
باز در همین راستا فواد سنیوره نخست وزیر لبنان اقدام حزب الله را در گروگان گیری دو سرباز اسرائیلی یک اشتباه تاکتیکی توصیف کرد. وی بعد از خاموش شدن دوربینها و میکروفنها ابراز داشت اما خداییش تکنیکشون حرف نداشت.
جان بولتن حمله به سوریه و لبنان را به عنوان حامیان تروریسم خواستار شد. کارشناسان اقتصادی ایران و سوریه اعلام کردند با این وضع دیگر کسی قادر به مهار قیمت کشک، زرشک و اقلامياز این دست نخواهد بود و مجبور خواهیم شد این دو قلم جنس را جیره بندی کنیم.
صنعت جهانگردی اسرائیل به حالت نیمه تعطیل در آمد و ارزش سهام بورس تل آویو به شدت کاهش یافت. ناظران شبانه اظهار داشتند اولمرت چند شب است در منزلش مجلس ختم باب اشعیا گرفته و برای پیروزی در جنگ خیرات و مبرات ميکند.
روز بعد
هیئتی از سازمان ملل برای مذاکره با مسوولین حکومت لبنان و با هدف پی گیری افزایش حاکمیت حکومت لبنان وارد بیروت شدند. کارشناسان متوجه نشدند منظور از افزایش حاکمیت لبنان همان کاهش حاکمیت حزب الله است یا نه. بررسی این امر هنوز ادامه دارد.
روز بعد
نظامیان صهیونیست با دهها دستگاه تانک و زره پوش به اردوگاه المغازی در جنوب شهر غزه حمل کردند. فرمانده این عملیات در حالی که تیراندازی ميکرد اعلام داشت: حال اونا رو نميتونیم بگیریم، حال اینا رو که ميتونیم بگیریم.
بمب افکنهای اسرائیل مقر نیروهای سازمان ملل در ناقوره را بمباران کردند. خبرگزاریها اعلام کردند کوفی عنان مشغول استخاره برای محکوم کردن یا نکردن این اقدام است.
یک مسجد در حال احداث در جنوب لبنان با بیست وسه تن بمب توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی هدف قرار گرفت. یک کارشناس ارشد نظامی-تاریخی اسرائیل در توجیه این حمله گفت: همه بدبختی ما از اونجا شروع شد که توی مدینه گذاشتیم مسجدشونو بسازن.
واشنگتن پست نوشت دشمن بزرگ اسرائیل تاریخ این دولت است نه حزب الله لبنان و حماس. این روزنامه در پاسخ سوال یهودیان واشنگتن که پرسیده بودند منظورتان هولوکاست که نیست گفت نه بابا.
جرج بوش رئیس جمهور آمریکا به اسرائیل اجازه داد تا یک هفته دیگر به حملات خود علیه حزب الله ادامه دهد و این جنبش را نابود کند. بوش طی یک تماس تلفنی با اولمرت ضمن صدور این اجازه افزود در صورت نیاز ميتوانند از آرنولد هم استفاده کنند.
خاویر سولانا گفت اتحادیه اروپا تمایل شدیدی به توقف خشونتها و درد و رنج در منطقه دارد.
معاون دبیر کل سازمان ملل خواستار تقویت نیروهای این سازمان در لبنان شد. معاون دیگر این سازمان گفت ولی خطرناکهها. معاون اولی ابراز داشت پس هیچی.
روز بعد
حسنی مبارک از تلاشهای کشورش مبنی بر برقراری آتش بس در لبنان و پایان حملات علیه شهروندان بی گناه لبنان و حمایت از مردم این کشور خبر داد. در پی این امر احزاب معارض در مصر در بیانیه ای مشترک قطع کامل روابط با اسرائیل به دلیل اقدامات خصمانه این رژیم علیه مردم فلسطین و لبنان را خواستار شدند. حسنی مبارک گفت دیگه پررو نشید.
روز بعد
کلرت شورت (ببخشید دیگه، اسمش همینه) وزیر سابق توسعه بین المللی انگلیس گفت من متاسفم که دولت ما دنباله رو سیاستهای غلط جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا شده است و در لبنان آتش افروزی ميکند.
کوفی عنان گفت عملیات اسرائیل به نهادهای سازمان ملل اجازه نميدهد تا به هیچیک از مناطق جنوب لبنان بروند و نیازهای مردم را برآورده کنند. به گزارش خبرگزاریها هنوز پاسخ استخاره کوفی عنان نیامده است.
سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد عربستان گفت نباید به اسرائیل اجازه دهیم به تحرکات خود ادامه دهد و با زندگی شهروندان غیر نظامی،زنان،سالمندان و کودکان بازی کند. وی در پاسخ به این سوال که سوخت هواپیماهای اسرائیلی از کجا تامین ميشود گفت اون یه بحث دیگهس.
سازمان کنفرانس اسلاميبه پیشنهاد ایران تشکیل جلسه داد وحملات اسرائیل را محکوم نمود. کارشناسان اقتصادی اسریئیل گزارش دادند طی این محکومیت بحران قیمت کشک به اسرائیل هم سرایت کرد. این نخستین بار نیست که قیمت کشک در سرزمینهای اشغالی سیر صعودی پیدا ميکند.
روز بعد
کمیته خاخامهای شهرکهای یهودی نشین نواره غزه و کرانه باختری بار دیگر با صدور حکمی،کشتار زنان و کودکان لبنان و فلسطین را مباح دانستند. انجمن طرفداران حقوق بشر با شنیدن این خبر ناراحت شدند.
روز بعد
۴۹ کشور اسراییل را در حمله به لبنان محکوم کردند. شورای امنیت گفت: اگه ۵۰ تا ميشدید باز یه چیزی. اما ۴۹ تا فایده نداره.
نیویورک تایمز در یکی از شمارههای خود نوشت: مقامات امریکا و اسرائیل پشت درهای بسته توافق کردند که اسرائیل به بمبارانهای لبنان دست کم برای یک هفته دیگر ادامه دهند تا حزب الله توان دفاعی خود را به طور کامل از دست بدهد.
در این رابطه شیمون اشتاین سفیر تل آویو در برلین اظهار داشت: من فکرميکنم زمان آن رسیده که جامعه جهانی در درگیری با تروریسم جهانی مقاومت از خود نشان دهد و در صورت نیاز از ابزار نظامينیز استفاده کند.
روز بعد
دبیر کل حزب الله لبنان در مصاحبه ای گفت اگر مواضع برخی سران عربی نبود جنگ در چند ساعت متوقف ميشد. پس از این اظهارات تمام سران عربی اعلام کردند: بگو کدوماشون بودن؟ ما ميدونیم و اونا.
شیخ عبدالله بن جبرین بزرگ ترین مفتی وهابی دربار سعودی در نخستین موضعگیری مذهبی در عربستان فتوای عدم جواز یاری رساندن به حزب الله لبنان که وی آن را حزب رافضی نامید را صادر کرد،وی افزود نباید تحت رهبری و فرمان حزب الله قرار گرفت و حتی برای پیروزی حزب الله نیز نباید دعا کرد،نصیحت ما به اهل سنت این است که از حزب الله اعلام برائت کنند و کسانی را که به این حزب ميپیوندند،محکوم نمایند. در پی این فتوا محبوبیت حزب الله در میان مسلمانان اهل سنت به طرز بی سابقه ای افزایش یافت.
روز بعد
۲ هلی کوپتر آپاچی متعلق به رژیم صهیونیستی توسط نیروهای حزب الله ساقط شد. شایع شده است آرنولد نیز به همراه رمبو در این هلیکوپتر بود که با سقوط هلیکوپتر به هلاکت رسید.
فرهنگستان زبان ایران از رسانهها درخواست اکید کرد که به جای واژه هلیکوپتر از واژه بالگرد استفاده کنند.
ارتش صهیونیستی اعلامیه ای با متن زیر در جنوب لبنان پخش کرد: مردم لبنان و ارتش این کشور نباید به حزب الله کمک کنند و اسرائیل با هر کس که حزب الله را کمک کند سر جنگ دارد. در پی انتشار این اعلامیه مردم لبنان از حزب الله دست شستند و نصر الله را تحویل نیروهای اسرائیلی دادند.
وزیر خارجه یمن گفت به منظور جلوگیری از بروز اختلافات میان کشورهای عربی از پیشنهاد خود مبنی بر برگزاری کنفرانس اضطراری کشورهای عربی جهت بررسی اوضاع فلسطین و لبنان صرفنظر ميکنیم. کشورهای عربی از اهمیتی که این وزیر یمنی برای وحدت قائل شده است تقدیر کردند.
روز بعد
حمله بالگردهای نظامياسرائیل به یک دستگاه آمبولانس در نزدیکی روستای قانا یک امدادگر را به شهادت رساند و چهار زخمي نیز بر جای گذاشت. گفته ميشود این امدادگر قصد داشت به سید حسن نصر الله امداد برساند.
شیمون پرز معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی ضمن درخواست از مردم لبنان مبنی بر خلع سلاح نمودن حزب الله عنوان کرد: شما ثابت کردید ميتوانید سوریها را از کشورتان بیرون کنید، پس ميتوانید کشورتان را از شر سلاحهای حزب الله راحت کنید. در پی انتشار این درخواست مردم لبنان که متنبه شده بودند حزب الله را خلع سلاح کردند.
فاکس نیوز اعلام کرد: برخی از نظامیان رژیم صهیونیستی که از جنگ با نیروهای حزب الله بازگشته اند این نبرد را بسیار سخت و مانند آنچه در فیلمهای سینمایی دیده بودند توصیف کردند، یکی ازنظامیان ارتش صهیونیستی ميگوید وقتی وارد لبنان شدیم نیروهای مقابل از هر طرف به ما هجوم آوردند و این صحنه خیلی وحشتناک بود. ما همه اش منتظر بودیم که آرنولد بیاید و ما را نجات بدهد، اما او نیامد.
روز بعد
پخش مستقیم صحنه نبرد در منطقه مارون الراس از تلویزیون رژیم صهیونیستی به دلیل غالب شدن حزب الله در نبرد… ببخشید، به علت نقص فنی قطع شد.
تحلیلگران اقتصادی عنوان کردند اسرائیل روزانه بطور غیر مستقیم تقریباً نیم میلیارد دلار ضرر ميبیند.البته همین تحلیلگران ابراز امیدواری کردند با استفاده از بحران زرشک و بحران کشک که در منطقه به وجود آمده بتوانند این ضرر را جبران کنند.
روز بعد
بیش از ۳۰ کماندوی اسرائیلی در منطقه مارون الراس در زیر حملات کوبنده نیروهای مقاومت حزب الله هلاک شدند. به گفته شاهدان جنازه آرنولد و رمبو در میان این کشته شدگان نبوده است.
وزیر دادگستری اسرائیل نتیجه گفتگوی رم را چراغ سبزی برای ادامه تهاجم به جنوب لبنان تا زمان پایان یافتن حضور حزب الله در این منطقه تلقی کرد. آدام ارلی سخنگوی رایس با انتقاد از اظهارات وزیر دادگستری اسرائیل گفت: چنین اظهاراتی جنجال برانگیز است و آمریکا از هیچ فرصتی برای ایجاد صلح پایدار در منطقه فرو گذار نخواهد کرد. وی سپس در گوشی به وزیر دادگستری گفت: خیلی خری به خدا.
بنیامین نتانیاهو با ادعای تشبیه حزب الله به نهادی بیگانه در داخل لبنان میزبان گفت: این تخم سميتوسط ایران کاشته شده است که در مسیرش به سوریه گذر کرده است. آکادميسلطنتی سوئد ابراز امیدواری کرد اگر نتانیاهو دو سه قطعه شعر دیگر با همین قوت بسراید جایزه ادبیات نوبل در سال آتی به وی تعلق گیرد.
ساکنان عرب زبان شهر حیفا از پناه بردن به پناهگاههای حیفا محروم شدند. مسوول پناهگاههای حیفا در توضیح علت این امر گفت: آنها در پناهگاه عربی حرف ميزدند و ما فکر ميکردیم نصر الله آمده داخل پناهگاه.
رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل در بیمارستان بستری شد. پزشکان بیماری وی را “سندرم خود پیروز بینی حاد” عنوان کردند.
روز بعد
امیر پرتز وزیر جنگ اسرائیل اعلام کرده اگر چه در بنت الجبیل خسارتهای سنگینی به ارتش وارد شده،اما این ارتش ساکت نخواهد نشست. وی از سربازان اسرائیلی خواست سر و صدا کنند.
۵۳ درصد کارخانههای اسرائیلی در شمال سرزمینهای اشغالی کارشان را متوقف کردند. آمار نشان ميدهد ۱۸۰۰ کارخانه که بیش از صد هزار کارگر همیشه در آن کار ميکردند دست از کار کشیده اند. مالکان این کارخانهها به سرمایه گذاری در تجارت کشک روی آورده اند.
در حمله بمب افکنهای اسرائیلی به روستای قانا ۶۰ نفر از جمله ۲۲ کودک قتل عام شدند. گفته ميشود این کودکان قصد داشتند وقتی بزرگ شدند مثل نصر الله شوند.
روز بعد
نظامیان رژیم صهیونیستی با به جای گذاشتن ۴۸ کشته و ۷۱ زخمياز منطقه بنت جبیل فرار کردند. آنان طی اطلاعیه ای با تعیین جایزه ای هنگفت از کسانی که از آرنولد اطلاعی در دست دارند تقاضا کردند آنها را هم مطلع کرده از نگرانی درآورند.
در پی کشتار گسترده زنان و کودکان لبنانی توسط نیروهای صهیونیست در شهر قانای لبنان،این کشور از وزیر امور خارجه آمریکا خواست سفر خود را به بیروت لغو کند.
گفته ميشود وزیر خارجه قشنگ آمریکا پس از لغو سفر خود به لبنان، با وزرای دفاع و خارجه رژیم صهیونیستی دیدار کرد.
روز بعد
یک ناوچه ساعر دیگر توسط نیروهای حزب الله غرق شد. نهنگها و کوسههای مدیترانه طی نامه ای سرگشاده اعتراض خود را به این امر ابراز داشتند.
دبیر کل سازمان کنفرانس اسلاميخبر داد ۳۰ کشور اسلاميفردا جلسه ای اضطراری تشکیل خواهند داد تا درباره اتخاذ اقدامات لازم برای پایان دادن به حملات رژیم صهیونیستی علیه لبنان بحث و تبادل نظر کنند. با انتشار این خبر جهان اسلام از شادی منفجر شد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد خواستار خاتمه خشونتها در لبنان شد و درباره حمله وحشیانه صهیونیستی به روستای قانا ابراز ناراحتی عمیق کرد.
روز بعد
اقدام ارتش اسرائیل به پیاده کردن چتر باز در منطقه بقاع و عیتا الشعب که با دخالت پدافند هوایی ارتش لبنان و مقاومت نیروهای حزب الله لبنان این تلاش با شکست مواجه شد.
تونی بلر نخست وزیر انگلیس طوماری با ۳۵ هزار امضا برای برقراری آتش بس در لبنان دریافت کرد. وی بعد از دیدن امضاها گفت: اوووووه، چقدر امضا.
دوست بلازی وزیر امور خارجه فرانسه گفت در منطقه خاورمیانه، کشور بزرگی همچون ایران وجود دارد که مورد احترام است و نقش مهميدر ثبات منطقه ایفا ميکند. ما بیش از هرزمان دیگری فکر ميکنیم که ایران بازیگر مهم و قابل احترامياست. وی پس از این اظهارات عشقولانه سفیر ایران در فرانسه را سه بار ماچ کرد.
روز بعد
یک پایگاه نظاميرژیم صهیونیستی در عمق خاک اسرائيل مورد هدف موشکهای حزب الله قرار گرفت.
حزب الله لبنان به شبکه ارتباطی ارتش رژیم اشغالگر و ساماندهی تلفنی آن نفوذ کرد. بر اساس اعتراف ارتش صهیونیستی، مرکز استراق سمع حزب الله که در یکی از روستاهای جنوب لبنان واقع است طی چند سال، مکالمات تلفنی، موبایل وبی سیم را شنود کرده است. سخنگوی رژیم اسرائیل به این عمل ناجوانمردانه حزب الله اعتراض کرد. وی افزود شاید ما بخواهیم با خواهر و مادرمان صحبت کنیم. شما باید گوش کنید؟ این سخنگو خواستار عذرخواهی حزب الله از این عمل غیر اخلاقی و ضد ناموس شد.
شلیک ۳۰۰ موشک حزب الله به ۱۵ شهرک صهیونیستی از جمله شهرکهای تسوریل،صفد،گورین ایلون،معالوت و کفر سرادیم در منطقه شمال فلسطین اشغالی ۱۳۷ نفر کشته و زخميبر جای گذاشت. همچنین به نقل از شاهدان عینی دو مرکز نظاميصهیونیستی برانیت و عین حاسور در این حملات موشکی مورد هدف قرار گرفته اند. همین شاهدان عینی گزارش دادند سربازان اسرائیلی در حال فرار از این دو پایگاه حرفهایی در مورد اقوام نزدیک اولمرت بر زبان ميآوردند.
پاپ بندیکت شانزدهم گفت هیچ چیز نميتواند جنایات قانا را توجیه کند. وی در پاسخ خبرنگاری که از او پرسیده بود حتی؟ گفت: حتی.
نخست وزیر انگلیس در سخنرانی خود طی سفری که به امریکا داشت، ضمن متهم ساختن ایران و سوریه به حمایت از حزب الله لبنان و حماس مدعی شد تهران و دمشق به حمایت از نیروهایی ميپردازند که اسلام مرتجع را با عقاید ترقی خواهانه مسلمانان و میانه روها رویارو کرده اند. وی تهدید کرد ایران و سوریه چنانچه به حمایت از تروریسم و ایجاد بی ثباتی در عراق و سایر نقاط جهان بپردازند، با خطر رویارویی مواجه خواهند شد. در پی این تهدید زرشک کاران ایران به پایکوبی پرداختند.
روز بعد
روزنامه یدیعوت آحارونوت با اشاره به پیامهای محرمانه ای که از سوی سران برخی کشورهای عربی به سران رژیم صهیونیستی رسیده نوشت: دولت و ملت اسرائیل نه تنها از پشتیبانی و حمایت قاطع و همه جانبه آمریکا و اروپا برخوردار ميباشد،بلکه چهار کشور عربی مصر،اردن،عربستان و کویت هم یک اتاق عملیات مشترک ایجاد کرده اند تا برای همیشه به مقاومت حماس در فلسطین و حزب الله در جنوب لبنان پایان داده شود.
کاندولیزا رایس وزیر جالب امور خارجه آمریکا بحران لبنان را به درد زایمان خاورمیانه جدید تشبیه کرد.
وی در ادامه این تشبیه آمریکا را پدر بچه، چهارکشور عربی را مادر بچه، ایران و سوریه را آل، و اسرائیل را صاب بچه خواند.
روز بعد
رایس وزیر خارجه مناسب آمریکا گفت انتقاد دبیر کل سازمان ملل از اسرائیل نامناسب بوده و به شکل بدی طرح شده است. در پی این اظهارات کوفی عنان قول داد از این به بعد هیچ انتقادی را به شکل بد طرح نکند.
روز بعد
بر اثر اصابت موشکهای حزب الله به پایگاه نظاميلشکر شمالی،واقع درمنطقه کفر گلعادی ۱۲ نظاميکشته و ۱۸ نفر نیززخميشدند که به گفته شاهدان عینی فرمانده لشکر فوق موسوم به آرنولد شوارتزنگر نیز در بین زخميها مشاهده شده است.
دفتر نخست وزیر رژیم صهیونیستی در پی پیدا شدن یک کیف مشکوک تخلیه شد. بعد از باز شدن کیف توسط ماموران زبده امنیتی در داخل آن دوازده رژ لب، شش مداد ابرو، سه کرم و مقادیر دیگری اشیای ممنوعه کشف شد. ساعاتی پس از این کشف منشی مخصوص نخست وزیر از شوهرش جدا شد. تحلیلگران ناموسی سرگرم بررسی ربط این وقایع به یکدیگر هستند.
روز بعد
با ارسال پاکت حاوی مواد شیمیایی به دفتر هنیه توسط رژیم صهیونستی یکی از معاونان وی به همراه ۶ نفر از کارکنان دفتر نخست وزیری فلسطین راهی بیمارستان شدند که حال یکی از آنان وخیم اعلام شده است. گفتنی است این پاکتها علاوه بر مواد شیمیایی حاوی اقلام ضد سلامت روان و ازبین برنده روحیه هم هستند که ا زمهم ترین آنها تصویر بزرگ کاندولیزا رایس وزیر خارجه روح انگیز آمریکاست.
روزنامههاآرتص نوشت اسرائیل شخصیتهای سرشناس در دولت لبنان را مورد هدف قرار خواهد داد. اینروزنامه اضافه کرد کودکان قانا از همین دسته بودند. چرا که طبق پیشگویی خاخام اعظم آنها قرار بود شخصیتهای سرشناسی بشوند.
سید حامد البار وزیر خارجه مالزی که کشورش رئیس دوره ای سازمان کنفرانس اسلامياست از ۵۷ کشور عضو این سازمان خواست ارسال اسلحه برای رزمندگان حزب الله را مد نظر قرار دهند. ۵۷ کشور عضو این سازمان در پی این اظهارات مد نظر قرار دادن اين امر را مد نظر قراردادند.
روز بعد
جورج بوش پس از توطئه بمب گذاری در هواپیماهای انگلیسی گفت: این نشان ميدهد آمریکا در حال جنگ با اسلام گرایان تندرو است. وی در پاسخ این سوال که چه ربطی دارد، گفت حتماً یک ربطی دارد.
کوفی عنان گفت شورای امنیت باید تا آخر این هفته قطعنامه ای را برای حل مشکل لبنان تصویب کند وی در ادامه افزود کشتار شهروندان لبنانی در قانا شاید نقض قوانین بین المللی باشد. وی در پاسخ به این سوال که چرا ميگویید شاید گفت: آخه هنوز جواب استخاره م نیومده.
روز بعد
نخست وزیر رژیم صهیونیستی از رئیس جمهوری آمریکا بخاطر خدمات و اقداماتش در راه ارایه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تشکر کرد. بوش در پاسخ گفت: من که کاری نکردم. همه ش کار کاندولیزا بود.
رایس طی اظهاراتی از ایران و سوریه خواست تا به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل درباره لبنان احترام بگذارند. وی افزود این قطعنامه از علامت مخصوص میتی کومان که کمتر نیست. احترام بگذارید.
در جلسه اخیر ستاد ارتش صهیونیستی موضوع علل انهدام تانکهای میرکاوا مورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه مطرح شد: در این تانکها که افتخار صنایع نظامياسرائیل به شمارميرود اشکالی بزرگ نهفته است. یکی از ژنرالهای اسرائیلی که در این جلسه شرکت داشت گفت: ژنرالهای صهیونیستی در نشست خود نسبت به موضوع با لحنی تندتر گفتگو کردند. به دلیل بدآموزی از بیان صحبتهای مطرح شده در این جلسه معذوریم.
قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب گردید. مفاد این قطعنامه به شرح زیر است:
۱- آزادیبدونقیدو شرط سربازانربوده شدهاسرائیلو تلاش جهتحل و فصل فوری موضوع زندانیان لبنانی در اسرائیل.
معنی و مفهوم: ای حزب الله نامرد! یالا اسرائیلیها را پس بده. حرف هم نباشه. شاید ما هم یکی دو تا از اسیرای شما رو ازشون پس گرفتیم.
۲- تعهد دولت لبنان بر تعمیم حاکمیت خود بر تمامیت ارضی این کشور از طریق نیروهای مسلح مشروع خود که دیگر هیچگونه سلاحی بدون موافقت دولت لبنان وجود نداشته باشد.
معنی و مفهوم: ای حزب الله نامشروع! یالا اسلحههاتو تحویل بده. دیگه من بعد نبینم تفنگ بازی کنیها.
۳- استقرار۱۵هزار ارتشلبنان به همراه نیروهای«یونیفیل»در پشت خط آبی همزمان با خروج نیروهای ارتش اسرئیل.
معنی و مفهوم: ندارد.
۴- توقف کامل خشونت و بخصوص توقف فوری همه حملات از سوی حزب الله و توقف فوری همه عملیات نظاميتوسط اسرائیل.
معنی و مفهوم: ای حزب الله خشن تروریست! حق نداری موشک ول بدی طرف اسرائیل
و ای اسرائیل ستمدیده! سعی کن حملههات نظامينباشه.
۵- اجرایترتیبات امنیتی برای جلوگیریاز سرگیری خصومتها از حمله تشکیل منطقه عاری از نیروی نظامی،دارایی و تسلیحاتغیر از ان چه که در اختیار دولتلبنان استمیان خط آبی و رودخانه لیطانی و استقرار نیروهای «یونیفیل».
معنی و مفهوم: مشخص نیست.
۶- اجرای کامل مفاد توافق طائف و قطعنامه ۱۵۵۹و ۱۶۸۰ که در آن خلع سلاح همه گروههای مسلح را در لبنان ملزم کرده است.
معنی و مفهوم: معلومه دیگه.
۸- هیچ خرید و فروش تسلیحاتی و مواد مرتبط،به جزء مواردی که با مجوز دولت لبنان باشد در کار نباشد.
معنی و مفهوم:
ای حزب الله طرفدار ایران! حق نداری از ایران اسلحه بگیری.
روز بعد
کابینه رژیم صهیونیستی در نشست روز یکشنبه خود در شهر بیت المقدس، قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر توقف اقدامهای نظاميرا پذیرفت.
سازمان ملل متحد اعلام کرد،سران لبنان و اسرائیل موافقت کردند آتش بس از ساعت ۵ به وقت گرینویچ برابر ۸ بامداد به وقت محلی به اجرا درآید.
یک مشاورنزدیک به اسرائیل گفت هدف بلند مدت آمریکا ایجاد یک ائتلاف سنی متشکل از عربستان سعودی، اردن و مصر است که با آمریکا واروپا در اعمال فشار بر ایران همراه شوند. اما قبل از آن اسرائیل باید بتواند حزبا… را شکست دهد. این مشاور بعد از آنکه اسرائیل نتوانست حزب الله را شکست دهد متواری شد.
روز آخر
رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه که تازه از خواب بیدار شده بود در تماس تلفنی با سنیوره گفت ترکیه همچنان به تلاشهای خود برای برقراری صلح و ثبات در منطقه ادامه خواهد داد.
آمار تلفات و خسارتهای ارتش رژیم صهیونیستی بدین شرح اعلام شد:
تلفات نیروی زمینی: - ۱۲۰ کشته و ۴۰۰ زخميکه آرنولد و رمبو نیز در میان آنان هستند. حال بیشتر زخميها وخیم گزارش شده است.
- خسارتهای انسانی در مناطق صهیونیست نشین: ۵۰ کشته و ۲۵۰۰ زخمي
- خسارتهای اسرائیل در زمینه تجهیزات زرهی: انهدام ۱۲۰ دستگاه تانک فوق پیشرفته و مدرن مرکاوا از نسل چهارم و ۳۰ دستگاه دیگر تجهیزات زرهی
خسارتهای نیروی دریایی: - انهدام یک ناوچه ساعر۵ و یک فروند ناوچه ساعر۵/۴ و یک فروند قایق توپدار جنگی
خسارتهای نیروی هوایی:
- سرنگونی سه فروند هلی کوپتر از نوع آپاچی و یک فروند از نوع یسعور که ۵ سرنشین آن کشته شدند. سرنگونی یک هلی کوپتر درجریان درگیریهای شدید رزمندگان حزب ا… با متجاوزان صهیونیست در جبهه مارون الراس، متلاشی شدن یک فروند جنگنده اف – ۱۶ در جنوب لبنان و یک فروند هواپیمای جاسوسی برفراز کوههای لبنان.
درپی برقراری آتش بس در جنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان،روند برکناری و مجازات نظامیانی که موجب شکست اسرائیل دراین جنگ شدند،آغاز شد. منابع خبری از سرزمینهای اشغالی خبر ميدهند تاکنون ۶ فرمانده عالیرتبه و ۱۸ افسر ارشد نظاميبرکنار و در اختیار دادگاههای نظاميقرار گرفته اند که به جرایم آنان در این مدت رسیدگی شود.گفته ميشود تعدادی از این نظامیان از آغاز جنگ علیه لبنان،این جنگ را بی حاصل ميدانستند. تعداد دیگری از فرماندهان نظامياسرائیل که در اختیار دادگاههای نظاميقرار گرفته اند متهم هستند که در انجام مسئولیتهای خود کوتاهی کرده و بخشی از ناکاميارتش اسرائیل را رقم زده اند. این تعداد در تمام طول جنگ منتظر بودند تا آرنولد بیاید و آنها را نجات بدهد.
وزیر امور خارجه قطر و معاون نخست وزیر گفت در آینده نه چندان دور زمانی فرا خواهد رسید که دیگر رهبران کشورهای اسلامينیز همچون محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران خواستار محو اسرائیل از صفحه روزگار شوند.
بدین ترتیب جنگ به خوبی و خوشی به پایان رسید.
تا جنگ بعدی شما را به خدای بزرگ ميسپاریم.
دقیقا یک سال قبل رژیم صهیونیستی در چنین روزی یعنی در ۱۲ جولای ۲۰۰۶ به بهانه نجات دو سرباز دربند این رژیم به لبنان حمله برد. سال گذشته، همین روزها بود که وزیر خارجه ایالات متحده هر جا که می نشست وعده زاییده شدن خاورمیانه ای جدید را می داد، نوزادی که چندی بعد مرده به دنیا آمد. در این میان اسرائیل سرخوش از پیروزی هایی که در جنگهای قبلی خود با اعراب کسب کرده بود، بار دیگر تجاوز به کشوری عربی را دستور کار خود قرار داد و نجات دو سرباز اسیر اسرائیلی هم بهانه ای بیش نبود و چنانکه در ادامه مشخص شد، هدف واقعی این حمله خلع سلاح و نابودی حزب الله بود گروهی که قدرت نظامی اش در جنگ ۳۳ روزه بیش از پیش عیان شد و ارتش به ظاهر افسانه ای و تا دندان مسلح اسرائیل را بارها در زمین و هوا و دریا مورد اصابت قرار داد. بی شک مقاومت دلیرانه حزب الله در مارون الرأس، عیترون بنت جبیل و … تا ابد در دل تاریخ خواهد ماند.
در این میان و برخلاف تصور بسیاری دلیل غرب برای نابودی حزب الله نه توان نظامی که آرمان ها و ارزش های این جنبش شیعی بود. جنبش مقاومت اسلامی حزب الله لبنان به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه طلبی رژیم صهیونیستی و یکی از نمادهای اندیشه سیاسی امام خمینی در جهان عرب، همواره خاری بر چشم رژیم اشغالگر قدس و آمریکا بوده است بنابراین وجود چنین جنبشی در قلب جهان اسلام و در کنار مرزهای سرزمینهای اشغالی به هیچ وجه برای آمریکا قابل تحمل نبود و ایالات متحده نمی تواست این مانع بزرگ، که راه را برای ایجاد خاورمیانه ای جدید بسته بود، برتابد. حمله به اسرائیل به لبنان بر خلاف پیش بینی های سران این رژیم و متحدان غربی اش، به شکست سختی انجامید که پس لرزه های آن هنوز هم گاه گداری جامعه و دولت اسرائیل را به لرزه در می آورد. حتی بسیاری جانشینی ایهود باراک به جای عمیر پرتز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی را هم که به تازگی رخ داد، ناشی از شکست اسرائیل در جنگ با حزب الله می دانند. پیش از این هم دان حالوتس رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی به علت شکست در جنگ، ناچار به استعفا شده بود.
اما مهم ترین شاهد شکست اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه علیه حزب الله، گزارش وینوگراد بود. این گزارش ایهود اولمرت نخست وزیر و عمیر پرتز وزیر جنگ آن زمان اسرائیل را مسبب اصلی شکست معرفی کرده بود. تأثیرات گزارش وینوگراد کماکان ادامه دارد تا جایی که پیش بینی می شود که دولت اولمرت هم به سنت چندین دولت قبل از خود به مرگ زودرس دچار شده و قبل از اتمام دوره خود ناچار به استعفا شود. مشکلات کنونی اولمرت را می توان ناشی از شکست هیمنه ارتش اسرائیل هم دانست. اسرائیل با توجه به بحران مشروعیتی که در منطقه با آن مواجه است، همواره سعی کرده که با قدرتمند نشان دادن توان نظامی خود خیال مقابله با تل آویو را از سر مخالفانش بیرون کند، اما جنگ ۳۳ روزه با آسیب پذیر نشان دادن ارتش این رژیم، فاجعه ای بزرگ را برای ارتشی که خود را شکست ناپذیر می پنداشت، خلق کرد.
پایان نبرد نظامی، آغازی بود بر نبرد سیاسی که غرب به سرکردگی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و با استفاده از مزدوران داخلی برای مقابله با حزب الله ترتیب داده بود. حزب الله که تا چندی قبل سلاح در دست داشت و دلیرانه در مقابل دشمن متجاوز ایستادگی می کرد، در داخل و در عرصه نبرد سیاسی سلاح به دست گرفتن را خط قرمزی برای خود دانست و با استفاده از حربه اعتراض های مدنی و دیگر حربه های دموکراتیک مواضع دشمن داخلی را یک به یک فتح کرد و این امر خود نشان از بلوغ کامل حزب الله به عنوان یک حزب نظامی - سیاسی داشت.
غرب پس از جنگ ۳۳ روزه چندین سناریو را برای مقابله با حزب الله در داخل لبنان بنا نهاد: یکی از این سناریوها انجام ترورهای برنامه ریزی شده بود. عوامل ترتیب دهنده این ترورها تلاش می کردند با هدف قرار دادن عوامل مخالف حزب الله، مقاومت را در مظان اتهام قرار دهند. ترور پیر جمیل را می توان یکی از این ترورهای برنامه ریزی شده دانست. این حربه با درایت سید حسن نصرالله رهبر فرزانه مقاومت، نقش بر آب شد. اما مهمترین اهرم فشار غرب به حزب الله تصویب قطعنامه ۱۷۵۷ بود. ایالات متحده و رژیم صهیونیستی قصد داشتند با توسیع پرونده ترور رفیق حریری، مقاومت را منزوی سازند که این توطئه هم با هوشیاری حزب الله و مردم لبنان و همچنین مخالفت های جهانی راه به جایی نبرد. در تحولات اخیر نهرالبارد هم به خوبی جای پای غرب دیده می شد. این طرح که از خارج از لبنان هدایت می شد تلاش داشت که ارتش و حزب الله را که همواره از مناسبات خوبی برخوردار بوده اند، در مقابل هم قرار دهد.
ضلع دیگر این سناریو تقویت ارتش لبنان به منظور مقابله احتمالی با حزب الله بود و در طرحی گسترده تر غرب سعی داشت که تقابل ارتش لبنان را با گروه سلفی فتح الاسلام، به تقابل فلسطین و لبنان ختم کند که این سناریو هم به جایی نرسید و در حال حاضر هم به نظر می رسد که این بحران روزهای آخر خود را می گذراند.تجربه یک سال اخیر به خوبی نشان داده است که حزب الله به لطف آرمان های خود و رهبری آگاهانه سید حسن نصرالله و همچنین پشتوانه عظیم مردمی مقاومت تبدیل به دژی شکست ناپذیر شده است. آری نبرد ادامه دارد اما ایالات متحده و رژیم صهیونیستی باید رویای پیروزی در این نبرد را از سر خود بیرون کنند که «فان حزب الله هم الغالبون».
]]>اشاره: در این نوشتار به هیچ وجه سعی در دفاع از عملیات مشروع «وعده صادق» حزب الله که موجب شروع جنگ ۳۴ روزه لبنان- اسرائیل شد ندارم، تنها روایتی است از نوشته هایی که در زمان وقوع این جنگ در بخش لیبرال و اپوزیسیون وبلاگستان نوشته شده است؛ نوشته هایی از نویسنده ای اسرائیلی تا یک اپوزیسیون مقیم آمریکا؛ یقینا قسمت های زیادی از این نوشته ها به مزاج یک حزب اللهی خوش نخواهد آمد ولی دوسال حضور در وبلاگستان این مطلب را به من یاد داده است که برای مقابله ی موثر با تبلیغات و جوابگویی در مقابل شبهات باید با این نظرات روبرو شد؛ خواندن این نوشته ها در عین حال که نگاه و عقیده ی این جریانات را برای ما بازگو می کند تصویری از عقبه ی این تفکر، و میزان تاثیر جریانات تبلیغی ضد حزب الله را نیز بدست خواهد داد؛ با این حال مهمترین حاصل خواندن این نوشته ها ورای آگاهی از این شبهات و آمادگی برای پاسخگویی به آنها، مجال یافتن برای دوباره «فکر» کردن به نظریات و عقائد مذهبی و سیاسی خودمان، و حداقل فایده ی آن از بین رفتن عذاب وجدان است که مطمئن خواهیم شد نا آگاهانه پا در این مسیر نگذاشته ایم. در عین حال در این نوشته ها نشانه های زیادی از تشابه های نظری را خواهیم یافت که می تواند در تشکیل یک ائتلاف ضد اسرائیلی یا همراه کردن لیبرال ها با خود در مبارزه ما را یاری دهد.
به دلیل نزدیکی زمانی این نوشته ها ترتیب زمانی را در نظر نگرفته ام و درعین حال با توجه به ساختار نوشته های وبلاگی که نوشته هایی فرامتن و پر از اتصالات و ارجاعات به صفحات دیگر است در این متون دستکاری نکرده ام و در صورت تمایل می توانید با مراجعه به این صفحات از این اتصالات(لینک ها) استفاده کنید.
در زمان جنگ ۳۴ روزه «کامران» نویسنده وبلاگ «آن سوی دیوار» که از سال ۹۴ ساکن اسرائیل است می نویسد:
« راستش در این وانفسا که در این منطقه، هر لحظه کسی کشته یا بیخانمان میشود، دل بیشتر هوای گریه دارد تا نوشتن، ولی چون میدانم که منتظرید خبرها را از این سوی دیوار هم بشنوید ناچار مینویسم.
در ضمن این را یک بار دیگر و برای همیشه میگویم، شهروند هر کشوری لزوماً سخنگوی دولت آن کشور نیست و اجباری ندارد طرفدار همۀ سیاستهای آن باشد. کسانی که دنبال بحث و جدل هستند و میخواهند به نتیجهای برسند، بهتر است آدم آگاهتری را برای این کار پیدا کنند.
جنگ اسرائیل با حزب الله لبنان هم چنان ادامه دارد و از اینجا پایانش دیده نمیشود. راستش همه انتظارش را داشتند که یک روز این اتفاق بیفتد، چرایش را میگویم.
وقتی اسرائیل در سال ۲۰۰۰ “نوار امنیتی” جنوب لبنان را که یکی از اهدافش جلوگیری از پرتاب کاتیوشا به نواحی شمالی اسرائیل بود ترک کرد، به امید این بود که ارتش لبنان بیاید و سر مرزهایش بنشیند ولی زهی خیال باطل، به جایش حزبالله آمد و دست خالی نیامد. سنگرها و پایگاههای نظامی حزبالله رفته رفته در طول مرز مثل قارچ رشد کردند، طوری که در خیلی از جاها بیش از ۱۰ متر با مرز فاصله نداشتند، تا حدی که به نگهبانان مرزی امکان میداد با هم دوستانه فحش خواهر و مادر رد و بدل کنند. از آن سو خبر مجهز شدن این گروه به هزاران موشک با بردهای متفاوت که به قول خودشان تا قلب دشمن نفوذ میکند میرسید که با توجه به این که پشتیبانان حزبالله سالهاست دنبال پاک کنی میگردند تا اسرائیل را از روی نقشه پاک کنند، برای اسرائیل خبر جالبی نبود.
با شکایت اسرائیل (رطب خورده و منع رطب) سازمان ملل قطعنامهای در مورد خلع سلاح حزبالله صادر کرد ولی دولت لبنان یا نخواست یا به خاطر ترس از درگیریهای قومی نتوانست کاری کند. تهدیدهای شیخ حسن نصرالله دربارۀ جنگ با دشمن صهیونیستی به مانترایی تبدیل شده بود، که هر روز شنیده میشد. از این طرف هم جواب اگر فلانی جرأت کند ما میدانیم کجا و چگونه پاسخش را بدهیم رایج بود. این وسط گاهی به بهانهای کاتیوشایی پرتاب میشد یا پایگاهی مورد حملۀ حزب الله قرار میگرفت و اسرائیل آن را با بمباران مواضع و تهدید و ترعیب پاسخ میداد ولی در این ۶ سال زندگی در شمال اسرائیل و لبنان روند طبیعی خود را داشت و هر دو به مراکز توریستی تبدیل شدهبودند.
تا این که آن چه همه انتظارش را میکشیدند ولی آرزو میکردند رخ ندهد رخ داد. حزبالله که ارتش اسرائیل را درگیر جنگ با حماس دید، فرصت را غنیمت شمرد و تصمیم گرفت تهدیدهایش را عملی کند. برای کمک به برادران حماسی، سربازان حزبالله تحت پوشش کاتیوشا از مرز گذشتند، چند سرباز اسرائیلی را کشتند و دو سرباز را ربودند.
دولت اسرائیل هم که مدتها بود خطر حزبالله در نزدیکی مرز و موشکهایش را حس کردهبود ولی نمیخواست شروع کننده جنگ باشد با رأی اکثریت تصمیم گرفت یک جبهۀ جدید در شمال باز کند تا حزبالله را تا حد ممکن تضعیف و از مرزها دور کند و دولت لبنان را مسئول عدم مهار حزبالله اعلام کرد.
از خرابی و کشت و کشتار وحشتناک بعد از آن همه خبر دارند، تعداد زیادی غیرنظامی کشتهشدهاند و لبنان برای جلوگیری از رسیدن سلاح به حزبالله تحت محاصره است. حزبالله هم آرام ننشسته و موشکپرانی میکند، میگویند در بعضی از شهرهای شمالی اسرائیل هفتاد درصد از ساکنان شهرها را ترک کردهاند. . تا به حال برد موشکها تا حیفا که سومین شهر بزرگ اسرائیل است رسیدهاست ولی نصرالله قول داده که اگر بچۀ خوبی باشیم موشکهای بزرگتر، جادارتر و دوربردتری در راهند که تا جنوب شهر من هم میرسند.
این روزها شعارهای درس عبرت، تهدید برای موجودیت، تغییر استراتژیک و تسلیم نشدن به ترور زیاد شنیدهمیشوند.
خطر این که این جنگ با دخالت سوریه و بعد از آن ایران به یک جنگ منطقهای تبدیل شود همیشه وجود دارد، ولی به نظر نمیآید اسرائیل فعلاً خواهان درگیری در جبهههای دیگر باشد.
الان که این سطور را تایپ میکنم خبر کشته شدن دو نفر دیگر در اثر برخورد کاتیوشا به شهر میرون پخش شد، صدای هلیکوپترهای جنگی که به طرف شمال میروند لحظهای قطع نمیشود، خدا میداند چند نفر دیگر در آن سوی مرز دارند نفسهای آخرشان را میکشند.
لعنت به جنگ!»
در عین حال فرهاد نویسنده ی اسرائیلی دیگری که در وبلاگ «کافه گینزبورگ» می نویسد، در مورد اوضاع اسرائیل نوشت: « در حال حاضر شهرهای اسرائیل از طرف جنوب توسط حماس واز طرف شمال تا نزدیک مرکزتوسط حزب اله زیر باران موشکهاست.
حدود یکساعت پیش هم نصراله اعلام کرد که شهرهای مرکزی اسرائیل هم از صدمه دیدن توسط موشکهای برد زیاد مصونیت نخواهند داشت.
مردم اسرائیل در مقابل این حمله ها وبا وجود کشته دادن ها ِ زخمی ها وویرانی هائی که این حمله ها برجای گذاشته اند ِ استوری خاصی نشان میدهند .
تلویزیون های متعلق به چند کشور عربی وایران همانطور که سیاست داخلیشان ایجاب میکند فقط خرابی هایی را که هواپیما های اسرائیلی در لبنان بوجود آورده اند نشان میدهند.
ارتش اسرائیل سعی دارد از همه جوانب راه خارج کردن دو سرباز اسرائیلی که به اسارت حزب اله درآمده اند را از لبنان بگیرد. توطعه این اسارت با نقشه قبلی دولت ایران طرح بندی ودستور اجرای آن توسط لاریجانی در مسافرت اخیرش به دمشق به سران حزب اله داده شد. دلیل از این کار جلب توجه دنیا به این منطقه است تا کمتر به مساله اتم ایران بپردازند.
بگفته مقامات اسرائیلی ِ برخلاف گذشته ارتش این کشور قصد ندارد آتش بس را بزودی بپذیرد تا قطع نامه سازمان ملل مبنی بر اینکه حزب اله که یک گروه چریکی محسوب میشود باید جای خود را به ارتش لبنان بدهد به اجرا در آید.
در چند روز اخیر هم در ایران شایعه شده که اسرائیل قصد حمله به ایران را دارد. بنظر من این شایعه پایه واساسی ندارد اسرائیل هرگز دست به چنین کاری نخواهد زد چون اولا نیروی نظامی برای اینکار ندارد دوما دول اروپائی وروسیه وعمو سام هرگز این اجازه را به این کشور نخواهند داد.
نجات ایران فقط بدست خود ایرانی ها میسر است وبس.»
ولی جالب اینکه یکی از نویسنده های کمونیست و مخالف جمهوری اسلامی که با نام مستعار «کلنگ» می نویسد در اولین واکنش به او نوشت: « نجات آن سی و پنج کودک زیر سیزده سال که در غزه کشته شده اند به دست چه کسی میسر است، آقای محترم؟» یا یک ناشناس برای او نظر گذاشت است که: « اینجا وبلاگ یه آدمه یا رادیو اسرائیل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟»
و وبلاگ روی ترن هوایی در نوشته ای با عنوان « عملیات محدود: به شوری خون، به تلخی دود» نوشت: « باید فلسطینی بود تا مفهوم کلمه اسرائیل را درک کرد. باید اسرائیلی بود تا معنی لبنان و هالوکاست و عملیات انتحاری را فهمید. باید جرج بوش بود تا دروغگویی و رذالت را معنا کرد. همه این ها باید بود، اما بچه های غزه و اریحا و بیروت هیچ کدام این ها نیستند؛ فقط و فقط کودکند.
منتظر کامنت های گرمتان در حمایت از اسرائیل و کوبیدن حماس و حزب الله هستم، فحش های گرمتان را هم پذیرا خواهم بود، اگر از قماش آدمهای کافه ی امروز باشید که تنها دلیلتان برای کوبیدن حماس و حزب الله حمایت شدنشان از طرف ایران است و بس. ولی لطفا خاطرتان باشد که حماس و حزب الله از نظامی ها گروگان گرفتند و تقاصش را غیر نظامی ها پرداخت می کنند. جنایت جنگی؟ شوخی می فرمایید، این فقط یک عملیات محدود نظامی است!!!!!»
در عین حال «یرما» در وبلاگ «Agrandissement» در نوشته ای ادبی نوشت:
«شبت شلوم
از آن عصرهای جمعه ی خانه نشینی زرد کمرنگ کسالت بار بود
آرته یک فیلم خاکستری ـ قهوه ای چرک سرد نشان می داد با یک زبان غریب ، زمانی لازم بود تا حدس بزنیم کجاست ، و اسراییل که تا پیش از آن سربازهای سبز تیره بود در زمینه ی خاکستر و دود ، به دخترک رنگپریده تبدیل شد با دست های زخم از وسواس دین با رنگمایه ی چرک زرد و درد .. و تکرار مکرر ژسویی امپوغ
تا پیش از آن که اسراییل ندیده بودم ، تا پیش از آن
ـ ماه اوت ؟ ـ
که تصویر گریانشان را ببینم که از خانه هایشان بیرونشان می کنند و لابد قرار باشد از یادم برود کسان دیگر پشت دیوار را که دیگر خانه ای نداشتند که آن طور چنگ بزنند به دیوارهاش
اسراییل علی رغم تلاش های فشن تی وی ، هیچ وقت برای من سرزمین درخشان زرد و نارنجی نشد با دخترکان کشیده ی سبزه ی قرمز پوش با آن دماغ های قوزدارشان
یا ارکستر سمفونیک تل آویو با نوازنده های کلاه بر سرش، علی رغم پرکاریشان در متزو
اسراییل همیشه سرباز سبز پوش تیره بود
در برابر فلسطین ، زنی چاق ـ نماد مادر ـ که گریان بر سر می کوفت و جنازه ای که بر سر دست می رفت
ـ مردی ، پسری شاید که دیگر نبود ـ
زنی که جز سنگ و آه نداشت ، سربازی که نه جنسیت داشت نه حضور انسانی
نیروی زایش گر زندگی در برابر نیروی نابودگر منجمد کننده
دارم تصویرهای ذهنی م را می نویسم ، که عمیق ترند برایم از سید حسن نصرالله فربه و آن مردهای ریش دار سیاه پوش کلاه بر سر که انگار تا ابد قرار است سرشان را در برابر دیواری تکان تکان تکان دهند
از خالد مشعل و آریل شارون
از پرچم های زرد حزب الله و سبز حماس ، از آن پرچم آبی و سفید که همیشه یا زیر پا بود یا میان آتش
چندروزی است که اسراییل تصویر دار شده ، تصویر مردم خیابان و کافه و گالری ، خبری از آن دخترک رنگ پریده که هزار بار دست هاش را می شست نیست ، اما تصویرها پرند از بچه های لرزان پنهان شده در پناهگاه ها ، تصویر اشک ریز بر سر قبری ، دوربینی که میانشان می لغزد و هراسشان و غمشان را می دهد به ما
و آن طرف تصویر توده توده بچه های دونده میان خاک و دود
از دور
توده توده مردم ریخته به خیابان فریادکش مرگ خواه
در لانگ شات
فکر کن
اگر با تصویر آن زن گریان بزرگ نشده باشی ، کدامشان به تو نزدیکترند؟
بعد عددها ، چهارنفر از آن طرف ، شصت و سه تا از اینوری ها
به تصویرها اعتماد نکن»
و نویسنده وبلاگ «سرزمین رویایی» در نوشته ای با عنوان «شمایی که زندگی را شرمسار وجود خود کردید» خطاب به یهودیان نوشت:
« به خیالتان پیروز خواهید شد. خون برای چشمان شما عادیتر از پرواز ماه است بر آسمان. قلبهایتان آنقدر سنگی است که نمیدانید به قتل زندگی کمر بستهاید. بیشک روزی کودکان رامالله و غزه برای فرزندانشان داستان موشکهای شما را خواهند گفت. زیادند کسانی که جنایتهای شما را نظاره میکنند، بیشتر حتا از هولوکاست. شما که خود قربانی هولوکاست بودید مجری جنایتهایی احمقانهتر شدید.
قلب من چیز زیادی از عمق ماجرا نمیداند. کسانی که باید در آینده روایت کنند این روزها با سر و صورت خونین در بیمارستانها بستری هستند. داستان شما را دختران اورشلیم روایت خواهند کرد که قبل از انکه عاشق شوند در خون موشکهای شما غلطیدند. داستان شما، داستان مرگ است در برابر زندگی. آه اگر میدانستید چگونه باید زیست به دنبال چند وجب خاک و مرزی نامعلوم دستان خود را خونین به قتل همنوعانتان نمیکردید.
آنقدر گم شدید در مرز و سیاست و لابیهای پرقدرتتان که یادتان رفت از چه روی نفس میکشید و از یاد بردید چند نفر را با موشکهایتان کشتید. شاید فکر کردید به روی خون انسانهایی چون خود میتوانید شهرکهای بیهویت بسازید، اما بدانید همانطور که آنان نتوانستند به روی جنازههای هولوکست بزیند شما هم نخواهید توانست به روی خون جوانان غزه زندگی کنید. گاهی باید به عدالت خدا شک کنیم، گاهی باید به خود خدا شک کنیم.
باشد تا تاریخ خود برایتان گواه باشد که چه مقدار مرگ را به زندگی ترجیج دادید و خود سرانجام قربانی آن شدید. افسوس تاریخ بر شما باد که فراموش کردید برای زیستن هیچ مرزی نیاز ندارید، شاید کسی نبود تا در گوشتان بخواند برای زندگی تنها یک قلب لازم است. نفیر موشکهای شما در گوش کودکان اورشلیم و جنوب لبنان گرچه آواز مرگ خواند اما شما خود صدای آن را نشنیدید، بدانید تا آن خاک رنجور بیمرز به روی کرهی خاکی باشد، و تا دنیا، دنیاست، صدای نفرت گلولههای شما در گوش تاریخ خواهد پیچید. شمایی که زندگی را کشتید، شمایی که زندگی را شرمسار وجود خود کردید.»
در عین حال وبلاگ «آق بهمن» که از وبلاگ های روشنفکری و چپ گرای مطرح وبلاگشهر است در اعتراض به سکوت وبلاگستان و در عین حال تمسخر نظرات روشنفکران درباره اسرائیل نوشت:
« یکی دو ساعت پیش یکی از بچهها از رادیو بیبیسی زنگ زد و از من خواست یکی دو دقیقه درباره واکنش وبلاگهای ایرانی به درگیریهای اخیر اسرائیل با لبنان و فلسطین حرف بزنم. یک ساعتی وقت خواستم که دقیقتر وبلاگها را ببینم.
فکر کنم حدود پنجاه وبلاگ را که در این یکی دو روز آپدیت شده بودند دیدم. نتیجهاش این بود:
از وبلاگهایی که نویسندههایشان در ایران هستند فقط دو وبلاگ در این مورد نوشته بودند که یکیاش خودم بودم.
از وبلاگهایی نویسندههایشان در ایران نیستند، چند نفری چیزهایی نوشته بودند که آنهایی که من میشناختمشان عموماً ساکن آمریکا بودند. سیبیلطلا و کلنگ و خورشید خانوم و دو سه تای دیگر (آذرستان و سرزمین رؤیایی و زندگی روی ترن هوایی و نازلی).
به خدا نمیخواهم بگویم همه شماها چقدر آدمهای بیعاطفه بیمسپولیتی هستید. ولی به نظر من درباره این مشاهده میشود حرف زد. دلیل این مسئله چیست؟
آیا ما اصولاً به اتفاقاتی که در جهان میافتد بیتوجهایم؟
من فکر نمیکنم اینطور باشد. درباره اخراج زیدان و شورشهای فرانسه و قتل تئو وانگوگ و انتخابات آمریکا کلی در وبلاگها چیز نوشته شد.
نمیشود گفت اهمیت این خبر از اینهایی که گفتم کمتر است. کافی است بیبیسی و سیانان را نگاه کنید و ببینید که تقریباً برنامههایشان را تعطیل کردهاند و این درگیریها را پوشش میدهند.
این روزها خبر مهم دیگری هم نبوده که بگوییم این درگیریها تحتالشعاع آن قرار گرفته. خود من هم معمولاً مسئله اسرائیل-فلسطین را تعقیب میکنم در روزهای جام جهانی چیزی درباره حمله اسرائیل به غزه ننوشتم (که باعث گلایه بعضی از دوستانم هم شده بود). ولی این بار این دلیل هم نیست.
فکر میکنم همهمان حدوداً میدانیم دلیل چیست. مسئله اسرائیل-فلسطین در ایران تبدیل به یک مسئله حکومتی شده. حمایت شدید جمهوری اسلامی از فلسطین که با روی کار آمدن حماس شدیدتر هم شده و این تصور که ما ایرانیها داریم برای حمایت دولتمان از فلسطینیها الکی هزینه میدهیم (به درستی یا نادرستیاش کاری ندارم) باعث شده که همه ما از حرف زدن درباره این مسئله اکراه داشته باشیم.
روشنفکرهای ما هم دقیقاً همینطورند. چپهای سابق که به راست چرخیدهاند میخواهند از همه تعلقات قبلیشان دوری کند و اتفاقاً حمایت از فلسطین یکی از قویترین این تعلقات بوده.
راستش هنوز هم در بیشتر کشورهای دنیا قشر روشنفکر -که بیشترشان گرایش چپ هم دارند- عموماً مخالف اسرائیل هستند.
یک ماجرای جالب:
چند وقت پیش پسر دایی یکی از دوستانم به اسران آمده بود. او سی و چند ساله است و از بچگی در آمریکا بزرگ شده. الآن هم در دانشگاه ادینبورو استاد است. دوستدختر (شاید هم زن) ی دارد که فلسطینیالاصل است. او فیلمساز است و بیشتر فیلمهایش با موضوع فلسطین.
وقتی آمده بود ایران با هم به یکی از این محفلهای روشنفکری رفتیم که چند تا از روشنفکرهای (غیرمذهبی) ایران هم آنجا بودند. بحث به اسرائیل کشید (البته خیلی هم نکشید. من چون میخواستم بحث برای مهمانم جذاب باشد بحث را به اسرائیل کشاندم).
بنده خدا شاخ درآورده بود. میگفت هیچ جای دنیا ندیده یک جمع روشنفکری اینقدر طرفدار اسرائیل و آمریکا باشند.
کاری به درستی و غلطی موضع عمومی روشنفکرانمان ندارم. مناقشه اسرائیل-فلسطین (یا اسرائیل-اعراب) مناقشهای است که شناختنش برای کسی که مسائل روز را دنبال میکند لازم است.
حکم صادر نمیکنم. ولی میگویم غفلت خودخواستهاس که خیلی از ما ها به شناختن این مسئله نشان میدهیم با اهمیت مسئله تناسب ندارد. یعنی ما برای شناختن مسائلی کماهمیتتر از این اشتیاق بیشتری نشان میدهیم.»
پی نوشت.
به آدرس های اینترنتی این نوشته ها را می توانید از آدرس زیر دسترسی پیدا کنید:
http://www.masihm.com/Post-۲۹۴.ASPX
بررسی آراء و اندیشههای حاکم بر حزب الله یکی از موضوعات مهم در عصر ماست؛ چرا که نقش حزب الله در آیندهی منطقه و آیندهی امت اسلامی، نمیتوان نادیده گرفت. به خصوص پس از پیروزی جزب الله بر رژیم صهیونیستی گرایش عموم مسلمین به الگوبرداری از رفتارهای آنها، باعث شده است تا نیاز مجدد به بررسی این نگاهها به وجود آید.
حزب الله را میتوان فرزند خلفی برای انقلاب اسلامی ایران دانست که توانسته است بر پارادوکس جمع میان معنویت و سیاست (از نگاه غربی) خط بطلان بکشد. هم در انتخابات شرکت کند و هم بر پیروی از خط راستین فقه و عرفان اسلامی پای بفشارد. از این رو الگوی تازهای را برای مبارزات آزادیخواهانه و سیاسی پیش روی قرار داده است.
کتاب «دین و سیاست در حزب الله» با عنایت به همین ضرورت نگاشته شده است. نویسندهی این کتاب یک لبنانی متولد انگلیس است که زندگی خود را در انگلیس گذرانده است. به اذعان امل سعد غریب،نویسندهی این کتاب، او از دیدن تهمتها و دروغهای غربی به حزبالله، تصمیم گرفته است تا تز دکترای خود را به اندیشههای حزب الله اختصاص دهد تا به این نگرشهای کلیشهای نخنما پاسخ دهد.
این کتاب مشتمل بر هشت فصل است:
۱ . سازگاری سیاسی و خشونت در دولت های غیر اسلامی
۲ . الگوی دولت اسلامی
۳ . مفهوم ولایت فقیه
۴. فراگیری اسلامی و هویت میهنی
۵. مبارزه و کشمکش با غرب
۶. مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل
۷. دشمنی با صهیونیسم و اسرائیل
۸. دشمنی با یهودیت
مترجم این کتاب آقای غلامرضا تهامی است و مؤسسهی اندیشه سازان نور در سال ۸۵ آن را منتشر کرده است. این کتاب در تیراژ ۱۰۰۰ نسخه تهیه شده است و متأسفانه در کتابفروشیها عرضه نشده است. برای تهیهی این کتاب با آدرس تهران، صندوق پستی ۱۵۸۷۵-۵۶۱۹ مکاتبه کنید.
]]>در سال ۱۹۹۶ نیز وقتی اسرائیل در پایان دادن به قدرت نظامی حزب الله ناتوان گشت به كشتار انسانهای بی دفاعی پرداخت كه به مقر سازمان ملل متحد در شهر قانا پناه برده بودند.
این بار نیز پس از شكست سنگین نیروهای اسرائیلی در برابر مقاومت اسلامی لبنان در زمین و دریا همان داستان تكرار شد، هرچند كه ابعاد شكست نیروهای اسرائیلی در این جنگ به مراتب فراتر از جنگ سال ۱۹۹۶ است.
آنچه در این میان حائز اهمیت است سكوت مجامع بین المللی در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی به شهروندان بیگناه است.
متأسفانه بیانیه اجلاس سران جی ۸ و ناكامی حاضران در اجلاس رم در رسیدن به یك نتیجه مشخص وضعیتی را به وجود آورد كه اسرائیل خود را مجاز می دید تا به هر جنایتی مبادرت ورزد، این نكته ای است كه حائیم رامون وزیر دادگستری اسرائیل به صداقت آن را ذكر كرد و گفت اجلاس رم به ما مجوز داده است تا عملیات خود را پی بگیریم.
همراهی بی حد و حصر آمریكا با اسرائیل وضعیت جدیدی را در منطقه به وجود آورده است. آمریكا افزون بر حمایت نظامی و ارسال جنگ افزارهای پیشرفته به اسرائیل از همه امكانات سیاسی خود برای فراهم آوردن حمایت سیاسی برای جنگ كنونی استفاده كرده است.
در حالیكه خانم رایس از تل آویو اظهار می دارد هنوز شرایط برای آتش بس مهیا نشده است، هواپیماهای صهیونیستی مردم بی دفاع را در قانا به خاك و خون می كشند، اما نتیجه آن می شود كه دیگر حتی متحدان آمریكا در لبنان نیز قادر نیستند از رفتار این قدرت جهانی دفاع كنند.
به همین دلیل نخست وزیر لبنان رسماً از خانم رایس خواست تا از سفر به لبنان امتناع كند و رسماً اعلام كرد تا پیش از برقراری آتش بس لبنان آمادگی استقبال از خانم رایس را ندارد.
این تحول بیانگر آن است كه فقط شكست نظامی اسرائیل نیست كه بر موقعیت آمریكا در منطقه تأثیر می گذارد بلكه رفتار ناشایست دولت آمریكا شرایطی را فراهم آورده كه دیگر این مدعی قدرت جهانی قادر نیست تحرك لازم برای پیشبرد سیاستهای خود را داشته باشد.
آقای بوش و شیمون پرز هر دو این جنگ را جنگ سرنوشت خوانده اند؛ پس نتیجه آن سرنوشت سیاستهای آمریكا در منطقه را رقم خواهد زد. كیست كه نداند ملت لبنان و حزب الله علیرغم تحمل هزینه بسیار، پیروز این میدان اند؛ شاید به فرصتی چند روزه نیاز باشد تا پیروز میدان، پیروزی خود را در صحنه سیاسی نیز تثبیت كند و تمام طرحهای آمریكایی و اسرائیلی را به شكست بكشاند، اما پس از آن فراتر از مرزهای جغرافیایی لبنان در همه صحنه های منطقه حضوری مؤثر و پرقدرت خواهد داشت.
]]>تاریخ اسلام و فتنههای مذهبی
ابتدای جنگ اخیر لبنان، سید حسن نصرالله به سكوت دولتهای عربی اعتراض داشت اما چندی بعد كه اینها شروع به دادن بیانیه كردند، سید از آنها خواست كه لااقل مثل گینه و شیلی ساكت باشند!
همیشه در طول تاریخ اختلافهای مذهبی، مورد سوء استفاده حاکمیّتهای سیاسی و جریانهایی بوده که خواسته اند از این آب گل آلود جهت منافع خود بهره برداری کنند. بسیاری از فرقههای باطل اندیش، ساخته و پرداخته حاکمیّتهای سیاسی هستند. عالمان درباری و فتواهای فتنه انگیزشان همواره ابزار دست این سلاطین و پادشاهان بوده اند. گواه این سخن کتابهای تفرقه آفرینی است که اختلافات مذهبی را با روش تند و تکفیری دنبال کرده اند. اگر به مقدمه این نوع کتابها مراجعه کنیم می بینیم، بیشتر این کتابها یا به پیشنهاد و دستور سلاطین وقت نگاشته شده، یا پس از نوشته شدن به این پادشاهان هدیه گردیده است۱. در پس هر فتنه طائفه ای و مذهبی، اراده ایی سیاسی نهفته بوده که آشکارا یا پنهان آتش بیار معرکه بوده است. تکفیر و حلال دانستن جان و مال و ناموس طرف مقابل، حربه ای در دست این افراد بوده تا صحنههای سیاسی و نظامی خود از جمله تحریک مردم برای شرکت در جنگها را مدیریت کنند. تا جایی که برخی فتنه آفرینان، پاداش چنین کشتار و جنایتی را بهشت عدن الاهی معرفی می کردند!!!
در جهان اسلام این فتنهها از صدر اسلام آغاز گردید و با گذر از دورههای گوناگون بر حجم و تنوع آن افزوده شد تا امروز که ما میراث دار این فتنههای تاریخی و کینههای انباشت شده در چندین قرن گشته ایم.
مهمترین برگ برنده در دست استعمار و استکبار جهانی، در دنیای معاصر، در مواجهه با جهان اسلام، بهره گیری از این نوع اختلافهای مذهبی بوده است. به نظر می رسد یکی از بهره برداریهای غرب از مطالعات خاورشناسی، فتنه آفرینی به شکل کارشناسی شده و موثر در جهان اسلام است. همین استراتژی، برای رسیدن به اهداف اشغالگرانه آمریکا، در عراق، به شکل دقیق اجرا شد. چنانکه پیشتر در پاکستان، عربستان، ایران و… نیز همواره به نسبتهای گوناگون، شاهد تحریکها و تحرکهایی از این دست بوده ایم. هدف از این نوشتار بررسی نقش حزبالله لبنان در کنترل فضای ملتهب، و تاثیر مثبت بر آن است. به دنبال این هستیم که نشان دهیم، جهاد عزتمند حزبالله چگونه اختلاف آفرینان و جریان تفرقه گرا را به حاشیه راند و گرایش بیداری اسلامی و همبستگی مذاهب در برابر دشمن مشترک را به گفتمان غالب جهان اسلام تبدیل کرد.
انقلاب اسلامی و فتنه آفرینی مذهبی دشمنان
تمام تلاش غرب این بود که نگذارد انقلاب اسلامی ایران و شخصیّت امام خمینی به الگوی جنبشها و تودههای جهان اسلام تبدیل گردد. تبلیغات سیل آسا و سم پاشیهای دشمنان ایران و انقلاب اسلامی بر دو محور تشیع و فارسی بودن ایران متمرکز شده بود. در حقیقت با بزرگنمایی این دو اختلاف ایران اسلامی با سایر مسلمانان تلاش داشتند از صدور اهداف، منش و روش انقلاب اسلامی به جهان اسلام جلوگیری کنند.
دو جریان در جهان اسلام، مجری عملی این پروژه شوم شدند: جریان وهابیّت و جریان پان عربیسم. ادبیات تند و کینه توزانه این دو جریان و هزاران کتاب، مقاله، برنامه تلویزونی و ماهواره ای و سایتهای گوناگونی که در این جهت نوشتند و تاسیس کردند، ایران را به تلاش برای فراگیر کردن امپراطوری فارسی و مجوسی متهم می کرد. تشیع ناب علوی را ساخته و پرداخته یهود می دانستند و حتی نبرد ایران با آمریکا را نوعی جنگ زرگری برای فریب مسلمانان جهان قلمداد می کردند.
از یک سو، قومیّت گرایی و مذهبی گرایی افراطی را در داخل ایران تقویت کردند و از سوی دیگر با سیاه نمایی تبلیغاتی در رسانههای خارجی، به شکلی قلمداد کردند که اقلیتهای دینی، قومیتی و مذهبی در ایران در شرایط خفقان و به دور از حقوق نخستین شهروندی به سر می برند.
کار به جایی رسیده بود که -قبل از جنگ اخیر حزبالله با اسرائیل- حزبالله را به عنوان سپر دفاعی اسرائیل و عقب راندن اسرائیل از جنوب لبنان را همدستی با اسرائیل معرفی می کردند!!
بحران عراق اوج قومیّت گرایی آمریکایی
بحران عراق نیز زخم تازه ای بر پیکر جهان اسلام افزود. اگر در برخی کشورها نیروهای وحدت گرای اسلامی در برابر توطئهها و تفرقههای مذهبی مقاومت می کردند ولی عراق تبدیل به صحنه خونین این درگیریها شد. حالت ویژه عراق به تعمیق بحران اختلاف مذهبی در جهان اسلام افزود. همین پدیده نشان می دهد سطح تاثیر پذیری اعتقادی از مسایل سیاسی تا چه اندازه است.
ید بیضا و عصای موسایی حزبالله
گوهر جهاد عزّت بخشی به اسلام و مسلمانان است. مقاومت حزبالله در برابر لبنان نه تنها باعث احیای هویّت دینی اسلامی و احیای کرامت به تاراج رفته تمدن اسلامی در برابر توسعه طلبی تمدن اومانیستی شد، که وسوسه خناسان را بی اثر و باطل کرد. تبلیغات سیل آسای جریان تفرقه خواسته یا ناخواسته موجی از کینه و دشمنی مذهبی را در جهان اسلام آفریده بود. شجاعت، ظرافت و شهادت طلبی عزتمند حزبالله چون عصایی موسایی تمامی شعبدهای این ساحران را بلعید و چون بارانی فضای قلبها و اندیشهها را تطهیر نمود. شاید تا دیروز به ویژه در مناطقی مانند عراق، فضای سیاسی و فرهنگی به سمتی رفته بود که کسی جرأت نمی کرد از وحدت اسلامی سخن بگوید ولی امروز به برکت این جهاد عزّت بخش، آرمان اتحاد در برابر دشمن مشترک، به گفتمان غالب تودهها و نخبگان جهان اسلام تبدیل شده است، به شکلی که همگان انتظار دارند تجربه وحدت گرایی لبنان در عراق نیز تکرار و اجرا گردد.
در ذیل ضمن بررسی دیدگاهها و فتواهایی که از سوی جریانهای تفرقه گرا درباره حزبالله مطرح شده، نشان خواهیم داد، چگونه این فتواهای تفرقه انگیز از سوی تعداد زیادی از اندیشمندان و عالمان جهان اسلام و اهل سنّت محکوم شده است.
نگاه مخالفان حزبالله
کسانی که این دیدگاه را دارند، شیعیان را «رافضی» می خوانند. آنان شیعه را هم پیمانان کهن دشمنان اسلام و اشغالگران می دانند و تلاش دارند هر مقاومت و مبارزه ای را که شیعیان در جهان انجام می دهند به شکلی تاویل کنند و حرکتهای جهادی شیعه را نمایشنامه ای به سود دشمنان اسلام و به ضرر جهان اهل سنّت تفسیر نمایند.
جریان مخالف دیگری هم وجود دارد که اندکی واقع بینتر است و نمیتواند واقعیّت آشکار این مبارزه را انکار کند، این جریان به تکرار گفتههای سکولارهای عرب پرداخته حزبالله را مزدور ایران نامیده و سیدحسن نصر الله را ملامت میکند که چرا لبنان را به ویرانی کشانده است.
عبدالله بن جبرین
«عبدالله بن جبرین» یکی از عالمان بزرگ عربستان سعودی در پاسخ استفتایی درباره حزبالله لبنان گفته بود:
«یاری کردن این حزب رافضی جایز نیست. جایز نیست تحت فرمان آنان رفت و جایز نیست برای پیروز و قدرتمند شدن آنان دعا کرد. نصیحت ما به اهل سنّت این این است که از آنان بیزاری بجویند، کسانی را که به این حزب می پیوندند، رها کنند و دشمنی آنان با اسلام و مسلمانان و ضررهای کهن و جدید آنان را به اهل سنّت روشن کنند. رافضیان همواره دشمنی اهل سنّت را در دل داشته اند و در حد توان تلاش کرده اند عیوب اهل سنّت را آشکار کنند، از اهل سنّت انتقاد کنند و برای آنان خدعه بورزند.»
ناصر العمر
«ناصر العمر» از علمای عربستان نیز نوشته: «حزبالله به نام مسلمانان اهل سنّت در فلسطین یا اماکن دیگر، نمی جنگد. حزبالله لبنان ابزاری در دست سپاه پاسداران ایران است.»
محسن العواجی
«محسن العواجی» پشتیبانی مالی و جنگی مردم عربستان از حزبالله را بعید دانست (به شکلی که برخی عربستانیها در عراق انجام دادند.) البته برخی شیعیان منطقه شرقیه عربستان را استثنا دانست.
عبیکان
کسانی که چنین فتواهایی صادر کردند، هیچ گاه فتوایی به سود مجاهدت در برابر اشغالگری در کشورهای اسلامی صادر نکرده اند. با این که حتی القاعده در افغانستان و عراق جنبشی سنی مذهب است نه شیعه.
این جریان که نگاه حکومتی به مسائل جهاد دارد، معتقد است تصمیم برای جنگ و صلح به عهده حاکمان کشورها یا «اولی الامر» است. شیخ «عبیکان» یکی از عالمان سعودی، مقاله ای در شبکه العربیه منتشر کرد با عنوان «و لاتلقوا بأیدیکم الی التهلکه؛ با دست خود، خود را به نابودی نکشانید.» و همین تفکر را در این مقاله مطرح کرده است.
جنبش جامی یمن
همین جریان در یمن که به حرکت «جامی» معروف است (منتسب به شیخ محمد امان جامی) نه تنها با حزبالله لبنان مخالفت کرده که با جنبش حماس نیز موافق نیست.
فتواها و دیدگاههای حمایت کننده از حزبالله
دکتر یوسف قرضاوی
علامه دکتر «یوسف قرضاوی» در حلقه ای از برنامه شریعت و زندگی که شبکه ماهواره ای الجزیره پخش می شود، دعوتهایی را که باعث گسترده شدن طایفه گری در چنین شرایطی می شود، رد کرد. او در مصاحبه با روزنامه «الوفد» مصری بیان کرد: «مقاومت شریف؟ترین پدیده در امّت اسلامی است چه در فلسطین چه در لبنان. شیعه بودن مقاومت لبنان به این مساله اشکالی وارد نمی کند. شیعیان بخشی از امّت اسلامی هستند زیرا معتقد به «لا اله الا الله» میباشند. آنها با ما در بسیاری از اصول مشترک هستند، هر چند در برخی فروع با ما مخالفت داشتهاند.» او اضافه کرد: «مقاومت لبنان توانسته سرزمین اسلام را از ناپاکی اسرائیلی تطهیر کند.»
مفتی مصر
مفتی مصر «علی جمعه» گفت: «مقاومت حزبالله در برابر دشمنی اسرائیل، دفاع از لبنان است. این مقاومت تروریسم نیست.» او حوادث لبنان از جمله تجاوزها، کشتار و ویرانگری نیروهای اسرائیل را ستم به خود اسرائیل شمرد.
«فیصل مولوی»
شیخ «فیصل مولوی» در فتوایی مفصل که در سایت اسلام انلاین منتشر شد، در ضمن ۸ ماده به شبهات بسیاری درباره تشیّع پاسخ گفت. و تکفیر شیعه را به شکل علمی و فقهی رد کرد. در بخشی از این فتوا آمده است: «دیدگاهی که می گوید شیعیان از یهود خطرناکتر هستند، مبالغه نادرستی است. جایز نیست مسلمان چنین سخنی بگوید. خطر یهود برای اسلام و مسلمانان خطری همه جانبه است که اساس و فروع عقیده را دربر می گیرد و شامل تمامی شریعت می شود. این خطر امتداد پیدا کرده و سرزمین و ناموس و ثروتها و وطن را دربر می گیرد. خطر شیعه تنها در نتیجه بزرگ کردن اختلاف در برخی مسائل جزیی و فراموش کردن اشتراک در مسایل فراوان دیگر می باشد.» او اضافه کرد: «آیا بر هر مسلمان غیرتمندی واجب نیست به جای گسترده کردن اختلافها میان ما وآنان، که در نتیجه، تسلط دشمنان بر ما را به دنبال خواهد داشت، برای رویارویی با دشمن صهیونیستی و سایر دشمنان، میان شیعه و اهل سنّت همکاری به وجود بیاورد؟»
رهبر اخوان المسلمین
«مخمد مهدی عاکف» رهبر اخوان المسلمین در ضمن چند بیانه ای که از طرف این حزب صادر کرد به شدت از مقاومت حزبالله در جنوب لبنان دفاع کرد و نوشت: «برخی حکومتها تلاش دارند ناتوانی خود از پشتیبانی مقاومت را پنهان کنند. آنها تلاش دارند ایستادن خود در کنار اسرائیل و آمریکا را با دامن زدن به مسایلی مانند اختلاف شیعه و سنی بپوشانند یا اینکه بگویند مقاومت لبنان به سود ایران عمل می کند.» او در بیانه ای با عنوان «رد اخوان المسلمین به فتنه انگیزان و تنها گذاران مقاومت» نوشت: «ما از تحریک کنندگان به ایجاد فتنه و دعوت کنندگان به تنهاگذاردن مقاومت می پرسیم و به آنان می گوییم: شما چه کار کرده اید؟ نقش و وظیفه شما چه شد؟ چگونه با انجام این تفریط و کوتاهی، با ملّتهای خود روبرو می شوید؟ به خالق خود در روزی که دربرابرش خواهید ایستاد چه پاسخی دارید؟ ملّتها می فهمند و درک می کنند که اگر همراه با مقاومت نباشند، در کنار دشمن صهیوآمریکایی هستند و به همین دلیل مطمئن هستیم که ملّتهای ما در کنار مقاومت دلیرانه لبنان و فلسطین خواهند ایستاد تا روزی که خداوند امّت ما را پیروز گرداند و دشمنان و دوستان دشمنان این امّت را خوار نماید.»
محمد حبیب
«محمد حبیب» نماینده ناظر کل اخوان المسلمین گفت: «اکنون وقت مناسبی برای صادر کردن چنین فتوایی نیست. او اضافه کرد محتوای این فتوا گویای این است که خطری شیعی منطقه را تهدید می کند.» او گفت «این فتوا جهان عرب و اسلام را به تقسیم بندی تهدید می کند.» و اشاره کرد: «حزبالله به اندازه ای که می گوید مقاومتی ملی است و تنها از لبنان دفاع می کند، ادعا ندارد که از شیعه دفاع می کند.»
«عمر قاضی»
استاد فقه دانشگاه الازهر، آقای «عمر قاضی» می گوید: «این فتوا، نادرست است زیرا که مقاومت لبنان در برابر دشمن اسرائیلی، مقاومتی مشروع است و حزبالله بخشی از کشور لبنان است. در حقیقت به این حزب تجاوز شده است. در اسلام تفاوت مذهبی میان شیعه و سنّی وجود ندارد بلکه مکتبهای فقهی متفاوتی هستند. شیعه و سنّی مذاهبی اسلامی هستند که در یک پیکره در زیر پرچم لا اله الا الله کنار هم خواهند آمد. مذاهب شیعه و سنّی هفت مذهب معتبر را تشکیل می دهد و اختلافشان در برخی مسایل مایه رحمت برای امّت اسلامی است. هر مسلمان که دیدگاه یکی از این مذاهب را بپذیرد، صحیح عمل کرده است.» او به این نکته استدلال کرد که امام محمد عبده جمع تمامی مذاهب را در یک مذهب خواستار شده بود. اضافه بر این که این مذاهب فقه، قرآن و سنّت را تفسیر می کنند. او پرسید: «سند شرعی چنین فتوایی چیست؟» و علّت جنگ کهن شیعه و سنی را نبود بیدای اسلامی دانست. او گفت: «باید ملّت لبنان و حزبالله را پشتیبانی کرد. زیرا تجاوز به شیعیان باعث ایجاد تحرّک در مسلمانان اهل سنّت برای دفاع از آنان می شود. این تجاوز به حزبالله، دفاع را بر تمامی امّت اسلامی به عنوان یک کلّ به هم پیوسته، واجب می کند. درباره این مساله اختلافی میان ملّتهای اسلامی نیست ولی حکومتها مسایل را اندازه گیری سیاسی می کنند و از افتادن در جنگ با اسرائیل ترس دارند. همین مساله باعث شده برخی فقها در این حکومتها، فتواهایی صادر کنند که «فقه ضعف» نامیده می شود. این فتواها به اسلام هیچ ارتباطی ندارد. مبانی این فتواها موجب تفرقه است و این فتواها هم از این قبیل است. تمامی عالمان اسلامی به پشتیبانی و یاری از حزبالله دعوت کرده اند از جمله دکتر قرضاوی که شخصیتی سنّی مذهب است.» او به این نکته اشاره کرد که «اگر با قدرت نظامی توان یاری رسانی را نداریم، با قبول حقیقت و وارونه نکردن آن و باطل نشان ندادن حقیقت، دست کم در قلبمان کمک معنوی کنیم.» استاد قاضی، هیئت امر به معروف عربستان سعودی را به شناخت معروف و منکر دعوت کرد و گفت: «آنچه اسرائیل انجام می دهد عین منکر است و باید تمامی مسلمانان حزبالله را یاری کنند و در برابر این وحشی گری اسرائیلی مقاومت نمایند.»
«سعاد صالح»
رئیس دانشکده مطالعات اسلامی در دانشگاه الازهر «سعاد صالح» نیز همین دیدگاه را داشت او تاکید کرد که «پشتیبانی هر مسلمان از حزبالله ضروری است زیرا شهادت به توحید ما را گرد هم جمع می کند؛ همچنین دفاع از سرزمین اشغال شده اسلامی نیز مایه اتحاد ماست.» استاد صالح درباره اختلاف میان شیعه و اهل سنّت در فقه به این آیه استدلال کرد: «ان هذه امتکم امه واحده» و اشاره کرد که «حزبالله با اهل سنّت نمی جنگد بلکه با کفر و دشمن اسرائیلی در حال جنگ است.»
«عبدالمعطی بیومی»
عضو مجمع پژوهش دانشگاه الازهر «عبدالمعطی بیومی» می گوید: «هر فتوایی که در این روزها، میان اهل سنّت و شیعه تفرقه ایجاد کند، تحریف دین و سخنی بی معنا به شمار می آید بلکه دو رویی است و واجب است مسلمانان این گونه فتواها را از اعتبار ساقط کنند.» او اضافه کرد: «اهل سنّت و شیعه هر دو به اصول دین و کتابهای آسمانی و رسولان الاهی ایمان دارند. به همین دلیل بر هر مسلمان واجب است که برادر مسلمانش را یاری کند این ریاکاری است اگر مسلمانی را که به توحید و نبوّت حضرت محمّد(ص) شهادت می دهد، کافر بدانیم.» او به این حدیث پیامبر(ص) استدلال کرد: «من کفّر مسلما فقد کفر» (هر کس مسلمانی را کافر بداند خود کافر شده است.) او این فتوا را بی ارزش خواند و گفت: «نباید مسلمانان به چنین فتوایی توجه کنند. این فتوا، ستمکار اسرائیلی را رها کرده و یاری رساندن و پشتیبانی از مظلومی که گرفتار کشتار ظالمانه شده، منع کرده است.» او تاکید کرد: «هر مسلمان به اندازه توانایی و جایگاه خود برای پشتیبانی از حزبالله و ایستادگی در برابر صهیونیستها که دشمنان خداوند هستند، بلکه برای شکست دادن آنان، مسئولیت دارد زیرا اسرائیل مقاومت لبنان را به دلیل شیعه بودنشان هدف قرار نداده، بلکه به دلیل مسلمانان بودنشان به آنها حمله می کند.»
علوی امین
استاد فقه و شریعت دانشگاه الازهر «علوی امین» فتوای سعودی را رد کرد و معتقد است: «این فتوا سیاسی است نه دینی» او تاکید کرد: «اسلام به تمامی مسلمانان فرمان می دهد با هر کس که به ما مسلمانان چه شیعه و چه سنّی و حتی به مسیحیان تجاوز کند، بجنگند» به همین دلیل بر این نکته اصرار ورزید که «اعضای حزبالله مسلمان هستند و جهاد به همراه آنان واجب است.» او معتقد است «این فتوی بدون علم و فقه صادر شده است. این فتوا پدیده عجیبی است. زیرا قانون عمومی این است که هر گاه به سرزمین مسلمانان تجاوز شود، و فاصله ما تا محل تجاوز شده سه روز باشد، بر همگی واجب است برای جهاد حرکت کنند. چه این که خداوند میان شیعه و سنّی تفاوتی نگذاشته است. شیعیان مسلمان هستند و شیعیان جنوب لبنان، نزدیک ترین مردم به اهل سنّت می باشند. همچنین امام موسی صدر رهبری با تقوا و پرهیزگار است و سید حسن نصر الله از شاگردان او به شمار می رود. بر هر مسلمانی واجب است که همراه او جهاد کند. اگر توان جهاد با جان را ندارد با مال و فریادش جهاد کند.» او از خدا خواست که «حزبالله و ملّت بزرگ لبنان را بر ضد دشمن تجاوزگر صهیونیست پیروز گرداند.» او گفت: «بر کسانی که این فتوا را صادر کرده اند، واجب است به فقه خود برگردند. آنها هیچ یک از فقهیان یا رهبران مکاتب فقهی را نخواهند یافت که چنین سخنی بگوید مگر این که از بوش و کوندالیزا رایس پیروی کنند و کسانی باشند که از این سخن الاهی پیروی نکنند: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا؛ همگی به ریسمان الاهی چنگ بزنید و تفرقه نجویید.»
عکرمه صبری
سخنران مسجد الاقصی و رئیس هیئت اعلای اسلامی و رئیس هیئت علما و مبلغان در فلسطین آقای «عکرمه صبری»، سازمانها و ملّتهای عربی و اسلامی را به پشتیبانی از لبنان و فلسطین فراخواند و معتقد است که «زمینه ای برای طرح فتواهای فتنه برانگیز و دعوت کننده به تفرقه میان ملّتهای عربی و اسلامی وجود ندارد.» او که با نشریه «الرای العام» در قاهره مصاحبه می کرد، تاکید کرد: «امّت اسلامی همانند ساختمانی است که تمامی بخشهای آن به یکدیگر پیوسته است. دهها آیه قرآنی وجود دارد که به وحدت و امر به معروف و نهی از منکر دعوت می کند. به همین دلیل مسئولیت، شامل همگان است و به ملّتها محدود نمی شود. حاکمان را نیز دربر می گیرد. نظامهای عربی و تمامی ملّتهای جهان اسلام به یاری برادرانشان در لبنان و فلسطین دعوت شده اند و این مساله وظیفه آنان است.» او درباره فتواهایی که یاری حزبالله را حرام دانسته بود گفت: «ما امّت واحده ای هستیم و بستری برای فتنه انگیزی و تفرقه به ویژه در چنین روزهایی وجود ندارد. امروز وقت صدور چنین فتواهایی نیست. از این گذشته آیا تفاوتی میان شیعیان لبنان و شیعیان عراق وجود دارد؟ چگونه شیعیان عراق پشتیبانی شوند ولی شیعیان لبنان پشتیبانی نشوند؟ ما به طور کلّی هر گونه تفرقه را رد می کنیم. وظیفه داریم در یک صف بر ضد دشمن ستمکار در لبنان و فلسطین ایستادگی کنیم. زیرا مسلمانان وظیفه دارند در یک سنگر در برابر دشمنان اسلام بایستند.» او وقایع کنونی فلسطین را «جنگی بسیار دشوار خواند، خانهها ویران می شود و اهالی آن آواره می شوند. زیر ساختها با تایید بین المللی و در سایه سکوت شک برانگیز عربها، از بین می رود. چاره ای جز ایستادگی در برابر دشمن نیست. جنگ شیوه سرزمین سوخته را به خود می گیرد.» دکتر صبری اشاره کرد: «مقاومت لبنان توانایی خود را اثبات کرد زیرا بر مبنای ایمان حرکت می کند. حزبالله لبنان ترس را در ملّت اسرائیل نفوذ داده. بسیاری از مردم اسرائیل در پناهگاهها زندگی می کنند. ما امیدواریم که خداوند مقاومت لبنان و فلسطین را عزّت ببخشد تا بتواتیم دشمن ستمکار اسرائیلی را بر جای خود بنشانیم.»
ابراهیم زید کیلانی
«ابراهیم زید کیلانی» رئیس «لجنه علماء الشریعه الاسلامیه» در حزب جبهه عمل اسلامی اردن، مسلمانان را به یاری حزبالله لبنان و همچنین یاری رساندن به مقاومت اسلامی فلسطین با مال و سلاح، حماس فراخواند. او فتوای برخی از علمای کشور عربستان درباره منع دعا کردن برای حزبالله را رد کرد و گفت: «جای تاسف است که برخی منتسبان به علم دینی، فتوایی صادر کنند که به هدفهای دشمن آمریکایی و یهودی در ایجاد تفرقه در میان امت خدمت کند مانند فتوایی که برخی شیوخ عربستان صادر کرده اند و در آن حزبالله را کافر دانسته اند و امّت اسلامی به رها کردن آن دعوت کرده اند. این فتوا در زمانی صادر شده که حزبالله برای یاری مجاهدان فلسطینی ایستادگی می کند.»
عمرو خالد
«عمرو خالد» مبلّغ مشهور جهان اسلام، وجدانهای سالم در جهان را برای رویارویی با دشمنی اسرائیل و خونریزی بی گناهان در لبنان و فلسطین فراخواند. او در بیانه ایی حاکمان عرب و مسلمان را به دفاع از مستضعفان و شهروندان بی سلاح در برابر این دشمنی فراخواند. او در این بیانه نوشته: «منتظر دیدن ارتشها، هواپیماها و موشکهای کشورهای عربی بودیم که تجاوز به سرزمین عربی را دفع کند. وقتی این ارتشها، موشکها و هواپیماها به کار نیافتد، حکمت وجودشان چیست؟ اگر امروز به کار نیافتد چه زمانی به کار خواهد افتاد؟ او همه مسلمانان در تمامی نقاط جهان را به تضرع به درگاه خداوند قادر فراخواند تا از خداوند بخواهند از تجاوزگران انتقام بگیرد. عمرو خالد انجمنهای خیره را به یاری رسانی سریع به زخمیان لبنان دعوت کرد.
عائض القرنی
شیخ «عائض القرنی» از علمای عربستان سعودی گفت: «بر همگی واجب است در کنار مقاومت لبنان و فلسطین در برابر طغیانگری یهودی، ایستادگی کنند او اضافه کرد: مایه ننگ امّت است که تلاش برای آزادسازی ۱۰ هزار اسیر، کاری نسنجیده و بحران آفرین شمرده شود.»
«سلمان العوده»
عالم عربستانی شیخ «سلمان العوده» همبستگی صف اسلامی و عربی را در رویارویی با اسرائیل خواستار شد. او اسرائیل را دشمن مشترکی دانست که تمامی زیرساختهای زندگی را ویران می کند. او در رد فتوای برخی عالمان سعودی گفت: «بحرانی که امّت اسلامی و عربی گرفتار آن است بر همگان واجب می کند که اختلافهای داخلی خود را برای وقت دیگر با تاخیر بیاندازند. یهود و صهیونیستهای جنایتکار دشمن بزرگ ما هستند. آنها در دشمنی خود میان مبارزان و کودکان هیچ تفاوتی قائل نمی شوند.» او وقایعی را که منطقه شاهد آن است عبارت از انفجار بحرانهای کهن دانست.
بیانیه هشتاد و دو نفره
هشتاد و دو نفر از اندیشمندان، سیاستمداران بازنشسته، نویسندگان، اساتید دانشگاه و…. کشور مصر ضمن صدور بیانه ای تاکید کردند: «تایید همه جانبه و پشتیبانی کامل خود را از مقاومت فلسطین، لبنان و عراق اعلام می داریم و مشروعیت مقاومت را در هر گوشه از سرزمینهای اشغال شده خود اعلام می داریم.» امضا کنندگان این بیانه که اندیشمند مصری «محمد عماره» نیز در میان آنان به چشم می خورد، اعلام کردند: «حوادث پدید آمده در عراق، فلسطین و هم اکنون در لبنان نشان داد که پیروزی ممکن است و باید مقاومت گزینه استراتژیک ما باشد.»
عالمان اهل سنّت ایران
عالمان اهل سنّت ایران نیز با محکوم کردن حمله اسرائیل به لبنان برای برادران شیعه خود در جنوب لبنان دعا کردند. «شیخ محمد عقیل شیهک زهی» امام جمعه اهل سنّت بندرجاسک در خطبههای نماز جمعه خود، برای پیروزی مجاهدان حزبالله لبنان دعا کرد و حمله اسرائیل را به قانا به شدت محکوم کرد. وی در ادامه سخنان خود از تفرقه افکنان به شدّت انتقاد کرد و از آنان به عنوان منافقان زمان یاد کرد و مردم را به وحدت و یکدلی دعوت کرد.
عالمان دیگری در یمن، الجزایر، عربستان و…. نیز مواضع مشابهی داشته اند که به علّت اختصار به همین مقدار اکتفا می کنیم.
—————————————————————————
۱ ر. ک مقدمه کتاب الصواعق المحرقة و همچنین مقدمه کتاب التحفة الاثنی عشریة
]]>جنگ ۳۳ روزه یا جنگ ششم در۲۱تیرماه ۱۳۸۵(۱۲ جولای ۲۰۰۶) با حمله گسترده رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان آغاز شد. این حملات که به اصطلاح در پاسخ به اسارت ۲ سرباز این رژیم توسط جنبش حزب الله لبنان صورت گرفت معادلات داخلی لبنان، فلسطین و جامعه امنیت محور اسرائیل را دستخوش تغییر و تحولات جدید، جدی و بنیادین کرد.
جنگ ششم برخلاف جنگ های پیشین اعراب اسرائیل، رژیم اسرائیل را در موضعی انفعالی قرار داد و الگوی مقاومت اسلامی حزب الله از سوی ملل منطقه به عنوان الگویی مؤثر و کارا در برابر تهاجمات صهیونیست ها مورد پذیرش قرار گرفت. هر چند که این امر کشورهای عربی محافظهکار، همچون مصر، عربستان و اردن را به وحشت انداخت.
فارغ از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی جنگ برای اسرائیلیها، این جنگ موجب شد تا ژنرال “دان حالوتس” رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل و تعدادی از فرماندهان نظامی این رژیم، وادار به استعفا یا برکنار شوند. همچنین پس از اتمام جنگ کمیته ای به رهبری “الیاهو وینوگراد” تشکیل شد که طی روزهای اخیر بخشهایی از بازجوییهای خود را منتشر کرده است.
کمیته وینوگراد از ۷۰ مسئول سیاسی و نظامی اسرائیل، از جمله ایهود اولمرت نخست وزیر و عمیر پرتز وزیر جنگ رژیم که دوتن از عاملین آغاز جنگ به شمار می روند بازجویی کرد و طی نتایج خود اولمرت، پرتز و حالوتس را مسئول شکست ارتش اسراییل در جنگ ۳۳ روزه، یا حزب الله لبنان اعلام کرد.
این امر مباحث فراوانی را پیرامون صلاحیت اولمرت، پرتز و دیگر اعضای کابینه در تداوم مسئولیت شان مطرح ساخت.
کتاب “طعم تلخ بزرگترین شکست” به بررسی وجوه سیاسی، نظامی و اجتماعی این جنگ و پیامدهای آن می پردازد که در ۱۹۰ صفحه، جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی را به تصویر کشیده است.
مقدمه کتاب، به تاریخچه ای از جنگ های اعراب و اسرائیل، نحوه آغاز ع جنگ ۳۳ روزه و اهداف آن پرداخته است.
در فصل اول با عنوان وجوه سیاسی جنگ، ضمن تشریح اوضاع داخلی لبنان و اسراییل در آستانه جنگ، تلاشهای دیپلماتیک در طول جنگ اعم از طرحها و واکنشها را توضیح داده است. همچنین پیامدهای سیاسی جنگ برای رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان ارائه شده است.
فصل دوم در قالب وجوه نظامی جنگ به ظرفیتهای نظامی و استراتژی های جنگی طرفین و نقاط عطف جنگ ۳۳ روزه اشاره شده است.
عملیات روانی رژیم صهیونیستی علیه حزب الله، موضوع استقرار نیروهای یونیفیل(سازمان ملل) در جنوب لبنان و پیامدهای نظامی جنگ برای ۲ طرف درگیر، از دیگر مباحث فصل دوم است.
نویسندگان در فصل سوم به عنوان فصل پایانی وجوه اقتصادی- اجتماعی جنگ را تحلیل و تشریح کردهاند.
نگاه افکار عمومی طرفین به جنگ، خسارات اقتصادی و پیامدهای اجتماعی نیز از دیگر محورهای پرداخته شده در این فصل میباشد.
در بخش ضمایم، قطعنامه ۱۷۰۱، روزشمار جنگ و تاریخچه مبادله اسرا میان اعراب و اسرائیل نقل شده است.
حزب الله لبنان یک حزب صرفاً ملی و معمولی در یکی از کشورهای کوچک خاورمیانه نیست، چرا که این حزب گرچه خود را در چارچوب های ملی تعریف کرده و در چنین فرآیندی به شدت فعال شده است، اما…
حزب الله لبنان یک حزب صرفاً ملی و معمولی در یکی از کشورهای کوچک خاورمیانه نیست، چرا که این حزب گرچه خود را در چارچوب های ملی تعریف کرده و در چنین فرآیندی به شدت فعال شده است، اما در عین حال از ویژگی های فرا ملی بسیاری برخوردار بوده و کارکرد منطقه ای قابل توجهی پیدا کرده است. این ویژگی در اصل یکی از مهمترین شاخص های انقلاب اسلامی ایران است که حزب الله با بهره گیری از همگونی مذهبی خود با انقلاب، شالوده فکری و رفتاری خود را بر اساس آن پی ریزی و اکثر ویژگیهای انقلاب اسلامی را در خود بومی سازی کرده و الگوی عربی قابل توجهی را برای جوامع منطقه ارائه داده است. از این رو می توان گفت حزب الله پیامبر امین انقلاب اسلامی ایران در جهان عرب و عامل به اصول آن بوده است. یکی از مهمترین عرصه های تأثیر گذاری حزب الله در خاورمیانه، جامعه فلسطینی است که به علت همگونی قومی و اشتراک در اولویت تضاد با اشغالگران صهیونیست و نیز نیاز به الگوی موفق، همواره از تجربه سیاسی در حال تکامل حزب الله استفاده کرده و آن را با محیط سیاسی خود متناسب ساخته است.
وجه تشابه و تأثیر گذاری حزب الله و جنبش های اسلامی فلسطین و در رأس آن جنبش های حماس و جهاد اسلامی عبارتند از:
حزب الله در شرایط سرخوردگی سیاسی ناشی از اشغال نیمی از کشور لبنان بوجود آمد. رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۸۲ ظرف سه روز و تقریباً بدون مقاومت قابل توجه، جنوب لبنان را اشغال کرد و در اطراف بیروت پایتخت این کشور استقرار پیدا کرد؛ ۱
در آن شرایط همه کشورهای عربی به استثنای سوریه یا سکوت سیاسی کردند و یا اینکه عملاً هیچ کاری در جهت مقابله با این تجاوز انجام ندادند. در جریان اشغال لبنان دولت حاکم بیروت تغییر کرد و آقای «امین جمیل» (در سال ۱۹۸۲) به ریاست جمهوری رسید(۲). امین جمیل فرزند «پیر جمیل» مؤسس حزب فالانژ لبنان ویکی از سران شاخه نظامی این حزب به شمار می آید که در جنگ داخلی لبنان درگیر بود و در حمله رژیم صهیونیستی به این کشور همپیمان اشغالگر بود. دولت لبنان به رهبری جمیل در ۱۷ می ۱۹۸۳ با رژیم صهیونیستی قرار دادی را امضا کرد که در آن نه تنها موجودیت رژیم اشغالگر را به رسمیت شناخت که حضور نظامی اشغالگران اسرائیل در جنوب لبنان از رودخانه اوّلی تا مرز بین المللی را قانونمند ساخت(۳).
در چنین شرایطی که محیط داخلی و منطقه ای به علت شکست نظامی کاملاً دچار سرخوردگی و انفعال بود حزب الله به عنوان جریان جدید سیاسی و فریادگر مخالفت اکثریت مردم با اوضاع ذلت بار آن دوران، تولد یافت و تصمیم گرفت در جهت مخالف جریان حاکم در لبنان و منطقه حرکت کند.
جنبش های اسلامی فلسطین به ویژه جنبش های حماس و جهاد اسلامی در شرایط کاملا مشابهی موجودیت خود را اعلام کردند. از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۲ سازمان آزادیبخش فلسطین مهمترین بازیگر سیاسی عرصه فلسطین بود که مبارزه مسلحانه را از خارج (اردن و سپس لبنان) هدایت می کرد. این سازمان در سال ۱۹۷۰ پس از درگیریهای نظامی با ارتش اردن در حوادث سپتامبر سیاه از این کشور اخراج شد و به لبنان انتقال یافت(۴). ساف از طریق مرز جنوب لبنان مبارزه بر ضد رژیم صهیونیستی را ادامه داد. در جریان حمله رژیم صهیونیستی به لبنان، سازمان آزادیبخش فلسطین دچار شکست سختی شد و از جنوب لبنان بدون مقاومت قابل توجه به بیروت عقب نشینی کرد و پس از ۴۲ روز محاصره، میانجیگری امریکا را پذیرفت و با «فلیپ حبیب» فرستاده امریکا وارد گفتگو شد. سرانجام خروج کامل از لبنان و استقرار در تونس را قبول کرد(۵). شکست نظامی ساف و خروج آن از لبنان میزان تاثیر گذاری این سازمان بر بحران فلسطین را تا حد زیادی کاهش داد و عملا صحنه بحران زده فلسطین را خالی از بازیگر یا بازیگران فعال عربی کرد. ساف پس از خروج از لبنان، راهکار مبارزه نظامی با رژیم صهیونیستی را با راهکار سیاسی جایگزین ساخت و «یاسر عرفات» رهبر این جنبش در نوزدهمین اجلاس شورای ملی فلسطین در سال ۱۹۸۸ در «الجزایر» آمادگی کامل خود را برای تغییر میثاق این سازمان اعلام کرد(۶). در چنین شرایطی جنبش «اخوان المسلمین» فلسطین که تنها جنبش اسلامی موجود در آن سرزمین بود به علت تاثیر پذیری فکری و رفتاری از جنس مادر در مصر، همچنان با رویکرد فرهنگی مذهبی فعال بود و مبارزه جدی سیاسی و برخورد نظامی را رد می کرد. در اوایل دهه هشتاد سازمان جهاد اسلامی فلسطین بر اساس فرهنگ انقلاب اسلامی ایران و تجربه حزب الله لبنان موجودیت خود را در نوار غزه فلسطین اعلام کرد(۷). جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) نیز در چارچوبهای نه چندان متفاوتی در اواسط دهه هشتاد پیدایش یافت(۸). این دو جنبش اسلامی از رحم جنبش اخوان المسلمین فلسطین خارج شدند ولی فرهنگ انقلاب و مبارزه را به صورت مستقیم از انقلاب اسلامی ایران و یا غیر مستقیم و از طریق حزب الله عاریه گرفتند. این دو جنبش در انتخاب رویکرد خود تجربه و نتیجه فعالیت دو دهه ساف را رد و در جهت متفاوت با آن حرکت کردند. این دو جنبش اسلامی بر آن شدند تا فرآیند تصیم گیری در بحران فلسطین را از خارج به داخل انتقال دهند و با آغاز انتفاضه نخست در سال ۱۹۸۷ در سرزمینهای اشغالی کرانه باختری و نوار غزه موفق شدند الگوی جدیدی در فرآیند مبارزه ملت فلسطین پدید آورند که با رویکرد چپ و وارداتی جنگ مسلحانه ساف کاملاً متفاوت است. این رویکرد که یک دگرگونی بنیادی در مبارزه به شمار می آید با آغاز انتفاضه مسجدالاقصی (دوم) در سال ۲۰۰۰ تکامل یافت و عملیات شهادت طلبانه را به جریان مبارزه فراگیری سیاسی اضافه کرد.
کلان نگری و حفظ اولویت های تضاد و مبارزه:
حزب الله لبنان از هنگام تاسیس تا کنون سعی کرده است اهداف و الویت های سیاسی خود را در چارچوبهای کلان تعریف کند. کشور لبنان از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ درگیر جنگ داخلی بوده است و حزب الله در چنین محیطی پیدایش یافت که کاملاً دسته بندیهای آن بر اساس مواضع سیاسی و مذهبی شکل گرفته بود. موفقیت حزب الله در فعالیت در جامعه درگیر جنگ داخلی بدون اینکه خود آلوده چنین جنگی گردد، مساله بسیار مهمی است که به مجموعه اهداف و رویکردهای حاکم بر تفکر حزب الله بر می گردد. حزب الله از همان آغاز تضاد با رژیم صهیونیستی را اولویت اعلی اعلام کرد و همه همپیمانیها و تضادهای خود را بر اساس آن تعریف کرد(۹). حزب در دهه گذشته نیز به رغم اینکه وارد ساختار سیاسی رسمی شده ولی تا کنون موفق به حفظ اولویت های تضاد خود با رژیم صهیونیستی بوده است.
جنبش های اسلامی فلسطین نیز در محیط بسیار مشابهی فعالیت داشتند. این جنبش ها در محیطی شکل گرفتند که عرصه تکثیر و فعالیت سازمانهای چپ و ناسیونالیستی بود و از همان آغاز با تحریک و دشمنی آنان روبرو شدند. این جنبش ها به رغم این شرایط سخت اولویت تضاد خود را با رژیم صهیونیستی تعریف کردند و هیچگاه در نتیجه رفتار خصمانه دیگر گروه های سیاسی به جنگ های فرعی تن ندادند. شعار حرمت ریختن خون فلسطینی که همواره از سوی اسلامگرایان تکرار می گردد، تفکر سیاسی ـ دینی آنان را در عین حفظ اولویت سیاسی نمایان می کند. پس از امضای سازش اسلو میان رژیم صهیونیستی و ساف در سال ۱۹۹۳ صدها تن از مسئولان و اعضاء جنبش های اسلامی حماس و جهاد توسط نیروهای امنیتی دولت خود گردان فلسطین باز داشت شدند ولی این جنبش ها جهت اولویت تضاد خود را تغییر ندادند و با شکیبایی و تحمل سختیها به مبارزه بر ضد دشمنی صهیونیستی ادامه دادند(۱۰).
تلاش برای ملت سازی وحفظ همبستگی ملی:
حزب الله لبنان در فعالیت سیاسی خود از زمان پیدایش تا کنون همواره در جهت حفظ همبستگی ملی حرکت کرده است. مداخله نکردن حزب الله در جنگ داخلی و دوری از هرگونه انحصار طلبی در مبارزه با رژیم صهیونیتسی و تلاش برای آزادسازی سرزمینهای اشغالی که متعلق به همه لبنانیان است، فرایندی را به وجود آورد که می توان آن را نخستین گامهای عملی ملت سازی در لبنان شمرد. کشور لبنان پس از جنگ اول جهانی در نتیجه معاهده استعماری «سایکس ـ پیکو» میان انگلیس و فرانسه به وجود آمد و از آنجا که دولتهای متعاقب در جهت ملت سازی فعالیت نداشتند، از این رو وفاداری خُرد مذهبی نیرومند تر از وفاداری کلان ملی است.
حزب الله لبنان از همان آغاز آزاد سازی سرزمینهای اشغالی لبنان را وجهه همت خود ساخته و به رغم پایگاه گسترده اجتماعی که از آن برخوردار بود، سهم خواهی از قدرت نکرد و خود را از رقابتهای واگرایانه مذهبی، سیاسی به ویژه در جریان جنگ داخلی کاملاً کنار کشید و تنها زمانی تصمیم گرفت وارد قدرت رسمی آن هم در پارلمان شود که احساس کرد جریان مقاومت در خطر است و با حضور در قدرت باید از این دستاورد ملی حمایت کرد. این رفتار حزب الله نوعی فرآیند ملت سازی با محوریت دستیابی به استقلال ملی را به وجود آورد و به همین علت پایگاه حزب الله بر خلاف همه احزاب دیگر لبنانی از پایگاه مذهبی آن فراتر رفت.
در فلسطین نیز رفتار جنبش های اسلامی در برابر شرایط سیاسی در چارچوبهای مشابه صورت گرفت. در سال ۱۹۸۷ زمانیکه نیروهای اسلامگرا، انتفاضه فلسطین را آغاز کردند، هیچگونه سهم خواهی سیاسی برای آنان مطرح نبود و شعارهای آنها همگی و بدون استثنا در چارچوبهای ملی تنظیم شده بود. زمانیکه رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۹۲ در یک حرکت سیاسی با ساف وارد گفتگو شد و اسلامگرایان را بعنوان مهمترین بازیگران سیاسی مؤثر در داخل فلسطین بویژه در فرآیند انتفاضه، نادیده گرفت، جنبش های حماس و جهاد اسلامی به رغم مخالفت سیاسی و اصولی با این گفتگوهای ذلت بار، در جهت از بین بردن همبستگی ملی حرکت نکردند(۱۱).
در مراحل بعد که دولت خود گردان فلسطین تشکیل شد و رفتار انحصار طلبانه سیاسی و سرکوب نظامی مخالفان را در پیش گرفت، حماس و جهاد اسلامی حفظ همبستگی ملی را در اولویت رفتاری خود قرار دادند و هیچگاه از آن عدول نکردند(۱۲).
سازش ناپذیری در برابر دشمن:
حزب الله لبنان از همان آغاز تاسیس با توکل و ایمان به پیروزی الهی به مبارزه با دشمن پرداخت و شرایط سیاسی هیچگاه این حزب را در این مسیر متزلزل نکرد. در سال ۱۹۸۳ که «رژیم امین جمیل» رئیس جمهور وقت لبنان سازشنامه ۱۷ می را با اسرائیل امضا کرد(۱۳)، حزب الله بدون توجه به فرآیند تسلیم پذیری حاکم بر دولت لبنان، راه خود را در مبارزه بر ضد اشغالگر ادامه داد و با وارد کردن ضربات پی در پی و آشکار کردن شکست پذیری رژیم صهیونیستی، باور به پیروزی در میان مردم را تقویت کرد و موضع تسلیم پذیری دولت را زیر سئوال برد.
این موضع در جنبش های اسلامی فلسطین نیز کاملا و به همان قوت به چشم می خورد. جنبش های جهاد و حماس در آغاز انتفاضه نخست بدون در نظر گرفتن برتری کامل نظامی دشمن صهیونیستی، مبارزه سیاسی را آغاز کردند و از طریق هویت یابی جامعه چند پاره فلسطین و آگاهی بخشی در میان آنها موفق شدند باور آنان را در تحقق وعده های الهی در پیروزی تغییر دهند.حمله متقابل دشمن از طریق امضای سازشنامه اسلو با ساف تبعید شده در تونس و حذف اسلامگرایان داخل که بازیگران اصلی انتفاضه بودند، بر عزم جریان اسلامی در پیگیری مبارزه هیچگونه تاثیری نگذاشت. هنگامیکه شرایط سیاسی با روی کار آمدن دولت خود گردان به رهبری «یاسرعرفات» تا حد زیادی تغییر کرد، جنبش های اسلامی داخل برای اثبات حقانیت و درستی راه خود، مبارزه را عمدتا در ابعاد سیاسی ادامه داده و به جریان سازش فرصت دادند تا با شکست در حل و فصل بحران از طریق گفتگو با دشمن، جبهه مقاومت، پایگاه گسترده تری پیدا کند. پس از ناکامی گفتگوهای مرحله نهایی در «کمپ دیوید» میان عرفات و باراک و با نظارت کلینتون رئیس جمهور سابق امریکا در سال ۱۹۹۸، انتفاضه مردم فلسطین تحت عنوان مسجدالاقصی در سال ۲۰۰۰ از سر گرفته شد و ویژگیهای جدید نیز به دست آورد(۱۴).
مشکل رابطه دولت و مقاومت:
حزب الله لبنان از همان آغاز خود را در شرایطی یافت که با دولت تا حد زیادی ناهمگونی دارد و در بسیاری از مواضع سیاسی با دولت اختلاف نظر پیدا می کرد. این شرایط میدانی ایجاب کرد که مقاومت برای این مشکل راه حلی سیاسی پیدا کرده و از تشدید تضاد تا مرز درگیری نظامی جلوگیری کند. حزب الله لبنان در اداره این بحران سعی کرد با گسترش پایگاه اجتماعی و سیاسی خود و افزایش مقبولیت این جریان، نوعی مصونیت برای خود به وجود آورد و دولت را تحت فشار قرار دهد تارفتار خود را دگرگون سازد. در مارس سال ۱۹۸۳ زمانیکه دولت امین جمیل برای سرکوب مخالفان خود، تصمیم به اعزام ارتش به حوزه جنوبی بیروت و سرکوب مردم گرفت، حزب الله که با این اقدام مخالف بود، موفق شد مردم بعلبک را بسیج کند تا جاده خروجی شهر را ببندند واز جابجایی نیروهای نظامی جلوگیری کنند(۱۵). این رفتار یکی از نمونه های رفتاری اداره بحران حزب الله در برابر سیاستهای دولت است. در این فرآیند حزب الله همواره تلاش داشت تا از پایگاه اجتماعی خود جدا نشود و آنان را در کنار خود داشته باشد. در سال ۱۹۹۲ حزب الله لبنان به این جمعبندی رسید که با شرکت در انتخابات و حضور در پارلمان به نحو بهتری می تواند از منافع مردم و جریان مقاومت دفاع می کند(۱۶). موفقیت حزب در کسب نمایندگی مردم در این انتخابات و انتخابات بعدی عرصه مانور سیاسی حزب را گسترش داد.
در فلسطین نیز فرآیند مشابهی شکل گرفت. جنبش های اسلامی فلسطین در سال ۱۹۸۷ انتفاضه نخست را آغاز کرد و اولین تعامل با مردم و نحوه بسیج سیاسی آنان را تجربه کردند. در این مرحله جنبش های اسلامی در اداره فرآیند مبارزه بر ضد اشغالگران صهیونیست به خواست مردم نزدیک شدند. در مرحله امضای قرار داد اسلو و تشکیل دولت خود گردان فلسطین (از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۰) که جامعه فلسطینی دچار اختلاف نظر شده بود، جنبش های حماس و جهاد اسلامی به جناح سازشکار فرصت دادند ولی در این مدت با فعالیت سیاسی و مذهبی، تجربه تعامل با مردم را گسترش دادند و در هنگام از سرگیری انتفاضه دوم با حجم اجتماعی بیشتری وارد معادله سیاسی شدند. موفقیت جریان اسلامگرای طرفدار مقاومت به حدی چشمگیر بود که بخشی از جریان سازش به رهبری دولت نیز پس از شکست گفتگوهای سیاسی با اسرائیل در کمپ دیوید، به فرآیند مقاومت پیوست و در قالب کتائب الاقصی اعلام موجودیت کرد. تشکیل جریان مقاوم در جنبش فتح یکی از مهمترین شاخص های غلبه اجتماعی جریان مقاومت به شمار می آید. تصمیم جنبش حماس در شرکت در انتخابات پارلمانی ۲۰۰۵ و کسب ۷۴ کرسی از ۱۲۰ مجموع کرسی های پارلمان نشان از گرایش گسترده مردم به انتخاب راهکار مقاومت است(۱۷). حضور حماس در قدرت و تشکیل دولت به رهبری اسماعیل هنیه، جنبش اسلامی را در آستانه تصاحب کامل قدرت و پیروزی کامل منطق مقاومت قرار داد و توطئه های مختلف داخلی و خارجی بر ضد این تحول، همگی این واقعیت را نمایان می کرد که جنبش های اسلامی در فلسطین تا چه حد توانمند شده اند.
تلاش برای برقراری معادله جدید با دشمن صهیونیستی:
رژیم صهیونیستی از هنگام اعلام موجودیت غاصبانه خود همواره به طور یکجانبه، ابتکار عمل برتری نظامی و توان واکنش سریع و مؤثر را در انحصار خود داشته و از برقراری هر گونه معادله جلوگیری کرده است. حزب الله از آغاز مقاومت بر ضد اشغالگران صهیونیست، دریافت که دشمن تا دندان مسلح و بیرحم است و در برابر هر عملیات که نظامیان او را هدف قرار می دهد، به مردم بیگناه لبنان حمله می کند و عملا حزب الله را در بعد همخوانی با مردم به چالش می کشد. این مشکل حزب الله را وادار کرد تا در جستجوی معادله جدیدی باشد تا در سایه آن این حزب آزادانه به مبارزه خود ادامه دهد و مردم بیگناه لبنان را نیز از آسیب پذیری مصون دارد. حزب الله با در پیش گرفتن راهکار آسیب رسانی متقابل به مناطق شمالی فلسطین اشغالی در صدد وادار کردن دشمن به معادله جدید بود ولی اسرائیل سرباز می زد تا بالاخره در عملیات «خوشه های خشم» یا «توافق ابریل» ۱۹۹۶، اسرائیل ناگزیر شد بی طرفی مردم غیر نظامی را بپذیرد(۱۸). حزب الله لبنان با این دستآورد موفق شد واکنش خود را در برابر تجاوز دشمن به مردم بیگناه، قانونمند سازد. دغدغه آسیب پذیری مردم لبنان، کمک کرد تا عملیات چریکی خود را گسترش دهد و سرانجام در سال ۲۰۰۰ دشمن را به عقب نشینی کامل از جنوب لبنان وادار سازد(۱۹)، کاری که اسرائیل این رفتار را در هیچ جای دیگری انجام نداده بود.
در بحران فلسطین نیز دشمن صهیونیستی یک طرف اصلی معادله است اما شرایط طرف فلسطینی بسیار سخت تر و توان مانور آن محدود تر بود. اسرائیل در سرزمینهای اشغالی کرانه باختری و نوار غزه در برابر هرگونه حمله نظامی واکنش های شدیدی از خود نشان می داد و نه تنها اقدام متقابل را حق خود می داند که تخریب خانه مجری عملیات را نیز در چارچوب سیستماتیک واکنش خود اجرا می کند. گاهی دشمن صهیونیستی یک محله یا یک روستا و حتی یک شهر را به خاطر یک عملیات، کیفر دستجمعی می کرد و علاوه بر حمله به آن منطقه از مردم آن انتقام سختی می گرفت. این رفتار دشمن شرایط مبارزه را پیچیده و سخت کرده بود و جنبش های اسلامی به طور طاقت فرسا فعالیت خود را ادامه می دادند. با آغاز انتفاضه مسجد الاقصی جنبش های اسلامی با اتکاء به فرهنگ جهادی دینی، عملیات شهادت طلبانه را به عنوان یکی از راهکار های برپایی نوعی موازنه وحشت به کار گرفتند. در این فرآیند به دشمن نیز تلفاتی وارد می آمد و در سه سال نخست انتفاضه مسجد الاقصی تلفات دشمن را یک به سه رساند که این معادله در طول تاریخ بحران فلسطین بی سابقه است(۲۰). رژیم صهیونیستی برای گریز از این شرایط تصمیم گرفت دیوار تفکیک نژادی را میان مناطق اشغالی ۱۹۶۷ و ۱۹۴۸ بسازد و امیدوار بود این راهکار، معادله وحشت موجود فیمابین را به نفع رژیم صهیونیستی تغییر دهد و این رژیم متجاوز فارغ از نگرانی، سیاست تجاوز کارانه خود را استمرار بخشد(۲۱). اما گروههای حماس و جهاد در اداره این بحران توان جدیدی را کسب کردند و آن تولید و شلیک موشک است(۲۲). گروه های مبارز فلسطینی با این راهکار عملا دیوار حائل را بی فایده کرده و شاید به همین علت است که به پایان رساندن ساخت دیوار از اولویت افتاد. کندن تونل و انجام چندین عملیات موفق و به اسارت گرفتن یک نظامی صهیونیست با این راهکار نیز، راهبرد دشمن را در از بین بردن موازنه وحشت با شکست مواجه ساخت(۲۳). گر چه معادله وحشت فلسطینیها با رژیم صهیونیستی از توانمندی زیادی برخودار نیست اما شروع قابل قبولی است و می تواند با پیشرفت، رفتار رژیم صهیونیستی را تغییر دهد. عقب نشینی اسرائیل از غزه شاخص مهمی در کار آمدی این معادله نسبی است اما زمانی مردم فلسطین آرمان های خود را تحقق می دهند که توان واکنش فلسطینیان دشمن را به صورت جدی آسیب پذیر سازد و جامعۀ آن را به چالش بکشد.
منابع:
۱. اسداللهی، مسعود، از مقاومت تا پیروزی، (تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور، ۱۳۷۹) ص ۱۵۳.
۲. همان، ص ۸۷.
۳. همان، ص ۸۱.
۴. الانتفاضه ـ المقاومه الفلسطینه، (بیروت، مرکز باحث للدراسات) ص ۷۳.
. فصل الله، حسن، الخیارات آخر (بیروت، دارالهادی، ۱۹۹۴) ص ۳۰.
۶. ابوعمرو، زیاد، جنبش اسلامی در کرانه باختری و نوار غزه، ترجمه حسن خامه یار، (تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، )۱۳۷۳، ص ۱۳۱.
۷. همان، ص ۱۵۷.
۸. همان، ص ۱۴۴.
۹. اسداللهی، مسعود، همان، ص ۶۹.
۱۰. مواقف و سیاست القوی الفلسطینیه من التطورات، مجله در اسات باحث، سال اول، تابستان ۲۰۰۳، ص ۱۳۰.
۱۱. الانتفاضه، المقاومه الفلسطینه، همان ص ۱۳.
۱۲. همان.
۱۳. فضل الله، حسن، همان، ص ۴۸.
۱۴. الانتفاضه، المقاومه الفلسطینیه، همان، ص ۳۹.
۱۵. اسدالهی، مسعود، همان، ص ۷۱.
۱۶. همان، ص ۱۳۰.
۱۷. فلسطین، ابعاد و چشم اندازها، (تهران، جمعیت دفاع از ملت فلسطین، ۱۳۸۵)، ص۶ .
۱۸. اسدلهی، مسعود، ص ۱۴۳.
۱۹. سلامه، حسین، حزب الله فی العقل الاسرائیلی، (بیروت، مرکز الاستشارات و البحوث، ۲۰۰۶) ، ص ۹۸
۲۰. همان، ص ۱۰۴.
۲۱. فلسطین، ابعاد و چشم اندازها، همان، ص۶۲ .
۲۲. همان، ص۶۰۲ .
۲۳. همان، ص .
* استاد دانشگاه و رئیس کمیسیون سیاسی و امور بین الملل
جمعیت دفاع از ملت فلسطین