|
|
![]() |
|
چکیده:
اما مهم ترین شاهد شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه علیه حزب الله، گزارش وینوگراد بود. این گزارش ایهود اولمرت نخست وزیر و عمیر پرتز وزیر جنگ آن زمان اسرائیل را مسبب اصلی شکست معرفی کرده بود. تأثیرات گزارش وینوگراد کماکان ادامه دارد تا جایی که پیش بینی می شود که دولت اولمرت هم به سنت چندین دولت قبل از خود به مرگ زودرس دچار شده و قبل از اتمام دوره خود ناچار به استعفا شود. مشکلات کنونی اولمرت را می توان ناشی از شکست هیمنه ارتش اسرائیل هم دانست. دقیقا یک سال قبل رژیم صهیونیستی در چنین روزی یعنی در ۱۲ جولای ۲۰۰۶ به بهانه نجات دو سرباز دربند این رژیم به لبنان حمله برد. سال گذشته، همین روزها بود که وزیر خارجه ایالات متحده هر جا که می نشست وعده زاییده شدن خاورمیانه ای جدید را می داد، نوزادی که چندی بعد مرده به دنیا آمد. در این میان اسرائیل سرخوش از پیروزی هایی که در جنگهای قبلی خود با اعراب کسب کرده بود، بار دیگر تجاوز به کشوری عربی را دستور کار خود قرار داد و نجات دو سرباز اسیر اسرائیلی هم بهانه ای بیش نبود و چنانکه در ادامه مشخص شد، هدف واقعی این حمله خلع سلاح و نابودی حزب الله بود گروهی که قدرت نظامی اش در جنگ ۳۳ روزه بیش از پیش عیان شد و ارتش به ظاهر افسانه ای و تا دندان مسلح اسرائیل را بارها در زمین و هوا و دریا مورد اصابت قرار داد. بی شک مقاومت دلیرانه حزب الله در مارون الرأس، عیترون بنت جبیل و … تا ابد در دل تاریخ خواهد ماند. در این میان و برخلاف تصور بسیاری دلیل غرب برای نابودی حزب الله نه توان نظامی که آرمان ها و ارزش های این جنبش شیعی بود. جنبش مقاومت اسلامی حزب الله لبنان به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه طلبی رژیم صهیونیستی و یکی از نمادهای اندیشه سیاسی امام خمینی در جهان عرب، همواره خاری بر چشم رژیم اشغالگر قدس و آمریکا بوده است بنابراین وجود چنین جنبشی در قلب جهان اسلام و در کنار مرزهای سرزمینهای اشغالی به هیچ وجه برای آمریکا قابل تحمل نبود و ایالات متحده نمی تواست این مانع بزرگ، که راه را برای ایجاد خاورمیانه ای جدید بسته بود، برتابد. حمله به اسرائیل به لبنان بر خلاف پیش بینی های سران این رژیم و متحدان غربی اش، به شکست سختی انجامید که پس لرزه های آن هنوز هم گاه گداری جامعه و دولت اسرائیل را به لرزه در می آورد. حتی بسیاری جانشینی ایهود باراک به جای عمیر پرتز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی را هم که به تازگی رخ داد، ناشی از شکست اسرائیل در جنگ با حزب الله می دانند. پیش از این هم دان حالوتس رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی به علت شکست در جنگ، ناچار به استعفا شده بود. اما مهم ترین شاهد شکست اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه علیه حزب الله، گزارش وینوگراد بود. این گزارش ایهود اولمرت نخست وزیر و عمیر پرتز وزیر جنگ آن زمان اسرائیل را مسبب اصلی شکست معرفی کرده بود. تأثیرات گزارش وینوگراد کماکان ادامه دارد تا جایی که پیش بینی می شود که دولت اولمرت هم به سنت چندین دولت قبل از خود به مرگ زودرس دچار شده و قبل از اتمام دوره خود ناچار به استعفا شود. مشکلات کنونی اولمرت را می توان ناشی از شکست هیمنه ارتش اسرائیل هم دانست. اسرائیل با توجه به بحران مشروعیتی که در منطقه با آن مواجه است، همواره سعی کرده که با قدرتمند نشان دادن توان نظامی خود خیال مقابله با تل آویو را از سر مخالفانش بیرون کند، اما جنگ ۳۳ روزه با آسیب پذیر نشان دادن ارتش این رژیم، فاجعه ای بزرگ را برای ارتشی که خود را شکست ناپذیر می پنداشت، خلق کرد. پایان نبرد نظامی، آغازی بود بر نبرد سیاسی که غرب به سرکردگی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و با استفاده از مزدوران داخلی برای مقابله با حزب الله ترتیب داده بود. حزب الله که تا چندی قبل سلاح در دست داشت و دلیرانه در مقابل دشمن متجاوز ایستادگی می کرد، در داخل و در عرصه نبرد سیاسی سلاح به دست گرفتن را خط قرمزی برای خود دانست و با استفاده از حربه اعتراض های مدنی و دیگر حربه های دموکراتیک مواضع دشمن داخلی را یک به یک فتح کرد و این امر خود نشان از بلوغ کامل حزب الله به عنوان یک حزب نظامی - سیاسی داشت. غرب پس از جنگ ۳۳ روزه چندین سناریو را برای مقابله با حزب الله در داخل لبنان بنا نهاد: یکی از این سناریوها انجام ترورهای برنامه ریزی شده بود. عوامل ترتیب دهنده این ترورها تلاش می کردند با هدف قرار دادن عوامل مخالف حزب الله، مقاومت را در مظان اتهام قرار دهند. ترور پیر جمیل را می توان یکی از این ترورهای برنامه ریزی شده دانست. این حربه با درایت سید حسن نصرالله رهبر فرزانه مقاومت، نقش بر آب شد. اما مهمترین اهرم فشار غرب به حزب الله تصویب قطعنامه ۱۷۵۷ بود. ایالات متحده و رژیم صهیونیستی قصد داشتند با توسیع پرونده ترور رفیق حریری، مقاومت را منزوی سازند که این توطئه هم با هوشیاری حزب الله و مردم لبنان و همچنین مخالفت های جهانی راه به جایی نبرد. در تحولات اخیر نهرالبارد هم به خوبی جای پای غرب دیده می شد. این طرح که از خارج از لبنان هدایت می شد تلاش داشت که ارتش و حزب الله را که همواره از مناسبات خوبی برخوردار بوده اند، در مقابل هم قرار دهد. ضلع دیگر این سناریو تقویت ارتش لبنان به منظور مقابله احتمالی با حزب الله بود و در طرحی گسترده تر غرب سعی داشت که تقابل ارتش لبنان را با گروه سلفی فتح الاسلام، به تقابل فلسطین و لبنان ختم کند که این سناریو هم به جایی نرسید و در حال حاضر هم به نظر می رسد که این بحران روزهای آخر خود را می گذراند.تجربه یک سال اخیر به خوبی نشان داده است که حزب الله به لطف آرمان های خود و رهبری آگاهانه سید حسن نصرالله و همچنین پشتوانه عظیم مردمی مقاومت تبدیل به دژی شکست ناپذیر شده است. آری نبرد ادامه دارد اما ایالات متحده و رژیم صهیونیستی باید رویای پیروزی در این نبرد را از سر خود بیرون کنند که «فان حزب الله هم الغالبون». نظر دهید |
|
| استفاده از مطالب این سایت در راستای اهداف امت اسلامی آزاد است.
حمایت معنوی از این سایت، حتی با یک لینک، خدمتی به آرمانهای جهان اسلام است.
|