Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-includes/cache.php on line 36

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-includes/query.php on line 21

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-includes/theme.php on line 507
ویژه‌نامه‌ی سایت امت اسلامی » Blog Archive » جنگ 34 روزه در وبلاگستان

ویژه‌نامه‌ی سایت امت اسلامی
Print This Post
چکیده:

محمدمسیح مهدوی: در این نوشتار به هیچ وجه سعی در دفاع از عملیات مشروع «وعده صادق» حزب الله که موجب شروع جنگ 34 روزه لبنان- اسرائیل شد ندارم، تنها روایتی است از نوشته هایی که در زمان وقوع این جنگ در بخش لیبرال و اپوزیسیون وبلاگستان نوشته شده است؛ نوشته هایی از نویسنده ای اسرائیلی تا یک اپوزیسیون مقیم آمریکا؛


Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

اشاره: در این نوشتار به هیچ وجه سعی در دفاع از عملیات مشروع «وعده صادق» حزب الله که موجب شروع جنگ ۳۴ روزه لبنان- اسرائیل شد ندارم، تنها روایتی است از نوشته هایی که در زمان وقوع این جنگ در بخش لیبرال و اپوزیسیون وبلاگستان نوشته شده است؛ نوشته هایی از نویسنده ای اسرائیلی تا یک اپوزیسیون مقیم آمریکا؛ یقینا قسمت های زیادی از این نوشته ها به مزاج یک حزب اللهی خوش نخواهد آمد ولی دوسال حضور در وبلاگستان این مطلب را به من یاد داده است که برای مقابله ی موثر با تبلیغات و جوابگویی در مقابل شبهات باید با این نظرات روبرو شد؛ خواندن این نوشته ها در عین حال که نگاه و عقیده ی این جریانات را برای ما بازگو می کند تصویری از عقبه ی این تفکر، و میزان تاثیر جریانات تبلیغی ضد حزب الله را نیز بدست خواهد داد؛ با این حال مهمترین حاصل خواندن این نوشته ها ورای آگاهی از این شبهات و آمادگی برای پاسخگویی به آنها، مجال یافتن برای دوباره «فکر» کردن به نظریات و عقائد مذهبی و سیاسی خودمان، و حداقل فایده ی آن از بین رفتن عذاب وجدان است که مطمئن خواهیم شد نا آگاهانه پا در این مسیر نگذاشته ایم. در عین حال در این نوشته ها نشانه های زیادی از تشابه های نظری را خواهیم یافت که می تواند در تشکیل یک ائتلاف ضد اسرائیلی یا همراه کردن لیبرال ها با خود در مبارزه ما را یاری دهد.

به دلیل نزدیکی زمانی این نوشته ها ترتیب زمانی را در نظر نگرفته ام و درعین حال با توجه به ساختار نوشته های وبلاگی که نوشته هایی فرامتن و پر از اتصالات و ارجاعات به صفحات دیگر است در این متون دستکاری نکرده ام و در صورت تمایل می توانید با مراجعه به این صفحات از این اتصالات(لینک ها) استفاده کنید.

در زمان جنگ ۳۴ روزه «کامران» نویسنده وبلاگ «آن سوی دیوار» که از سال ۹۴ ساکن اسرائیل است می نویسد:
« راستش در این وانفسا که در این منطقه، هر لحظه کسی کشته یا بی‌خانمان می‌شود، دل بیشتر هوای گریه دارد تا نوشتن، ولی چون می‌دانم که منتظرید خبرها را از این سوی دیوار هم بشنوید ناچار می‌نویسم.
در ضمن این را یک بار دیگر و برای همیشه می‌گویم، شهروند هر کشوری لزوماً سخنگوی دولت آن کشور نیست و اجباری ندارد طرفدار همۀ سیاست‌های آن باشد. کسانی که دنبال بحث و جدل هستند و می‌خواهند به نتیجه‌ای برسند، بهتر است آدم آگاه‌تری را برای این کار پیدا کنند.
جنگ اسرائیل با حزب الله لبنان هم چنان ادامه دارد و از اینجا پایانش دیده نمی‌شود. راستش همه انتظارش را داشتند که یک روز این اتفاق بیفتد، چرایش را می‌گویم.
وقتی اسرائیل در سال ۲۰۰۰ “نوار امنیتی” جنوب لبنان را که یکی از اهدافش جلوگیری از پرتاب کاتیوشا به نواحی شمالی اسرائیل بود ترک کرد، به امید این بود که ارتش لبنان بیاید و سر مرزهایش بنشیند ولی زهی خیال باطل، به جایش حزب‌الله آمد و دست خالی نیامد. سنگرها و پایگاه‌های نظامی حزب‌الله رفته رفته در طول مرز مثل قارچ رشد کردند، طوری که در خیلی از جاها بیش از ۱۰ متر با مرز فاصله نداشتند، تا حدی که به نگهبانان مرزی امکان می‌داد با هم دوستانه فحش خواهر و مادر رد و بدل ‌کنند. از آن سو خبر مجهز شدن این گروه به هزاران موشک با بردهای متفاوت که به قول خودشان تا قلب دشمن نفوذ می‌کند می‌رسید که با توجه به این که پشتیبانان حزب‌الله سال‌هاست دنبال پاک کنی می‌گردند تا اسرائیل را از روی نقشه پاک کنند، برای اسرائیل خبر جالبی نبود.
با شکایت اسرائیل (رطب خورده و منع رطب) سازمان ملل قطعنامه‌ای در مورد خلع سلاح حزب‌الله صادر کرد ولی دولت لبنان یا نخواست یا به خاطر ترس از درگیری‌های قومی نتوانست کاری کند. تهدیدهای شیخ حسن نصرالله دربارۀ جنگ با دشمن صهیونیستی به مانترایی تبدیل شده بود، که هر روز شنیده‌ می‌شد. از این طرف هم جواب اگر فلانی جرأت کند ما می‌دانیم کجا و چگونه پاسخش را بدهیم رایج بود. این وسط گاهی به بهانه‌ای کاتیوشایی پرتاب می‌شد یا پایگاهی مورد حملۀ حزب الله قرار می‌گرفت و اسرائیل آن را با بمباران مواضع و تهدید و ترعیب پاسخ می‌داد ولی در این ۶ سال زندگی در شمال اسرائیل و لبنان روند طبیعی خود را داشت و هر دو به مراکز توریستی تبدیل شده‌بودند.
تا این که آن چه همه انتظارش را می‌کشیدند ولی آرزو می‌کردند رخ ندهد رخ داد. حزب‌الله که ارتش اسرائیل را درگیر جنگ با حماس دید، فرصت را غنیمت شمرد و تصمیم گرفت تهدیدهایش را عملی کند. برای کمک به برادران حماسی، سربازان حزب‌الله تحت پوشش کاتیوشا از مرز گذشتند، چند سرباز اسرائیلی را کشتند و دو سرباز را ربودند.
دولت اسرائیل هم که مدت‌ها بود خطر حزب‌الله در نزدیکی مرز و موشک‌هایش را حس ‌کرده‌بود ولی نمی‌خواست شروع کننده جنگ باشد با رأی اکثریت تصمیم گرفت یک جبهۀ جدید در شمال باز کند تا حزب‌الله را تا حد ممکن تضعیف و از مرزها دور کند و دولت لبنان را مسئول عدم مهار حزب‌الله اعلام کرد.
از خرابی و کشت و کشتار وحشتناک بعد از آن همه خبر دارند، تعداد زیادی غیرنظامی کشته‌شده‌اند و لبنان برای جلوگیری از رسیدن سلاح به حزب‌الله تحت محاصره است. حزب‌الله هم آرام ننشسته و موشک‌‌پرانی می‌کند، می‌گویند در بعضی از شهرهای شمالی اسرائیل هفتاد درصد از ساکنان شهرها را ترک کرده‌اند. . تا به حال برد موشک‌ها تا حیفا که سومین شهر بزرگ اسرائیل است رسیده‌است ولی نصرالله قول داده‌ که اگر بچۀ خوبی باشیم موشک‌های بزرگتر، جادارتر و دوربردتری در راهند که تا جنوب شهر من هم می‌رسند.
این روزها شعارهای درس عبرت، تهدید برای موجودیت، تغییر استراتژیک و تسلیم نشدن به ترور زیاد شنیده‌می‌شوند.
خطر این که این جنگ با دخالت سوریه و بعد از آن ایران به یک جنگ منطقه‌ای تبدیل شود همیشه وجود دارد، ولی به نظر نمی‌آید اسرائیل فعلاً خواهان درگیری در جبهه‌های دیگر باشد.
الان که این سطور را تایپ می‌کنم خبر کشته شدن دو نفر دیگر در اثر برخورد کاتیوشا به شهر میرون پخش شد، صدای هلیکوپترهای جنگی که به طرف شمال می‌روند لحظه‌ای قطع نمی‌شود، خدا می‌داند چند نفر دیگر در آن سوی مرز دارند نفس‌های آخرشان را می‌کشند.
لعنت به جنگ!»

در عین حال فرهاد نویسنده ی اسرائیلی دیگری که در وبلاگ «کافه گینزبورگ» می نویسد، در مورد اوضاع اسرائیل نوشت: « در حال حاضر شهرهای اسرائیل از طرف جنوب توسط حماس واز طرف شمال تا نزدیک مرکزتوسط حزب اله زیر باران موشکهاست.
حدود یکساعت پیش هم نصراله اعلام کرد که شهرهای مرکزی اسرائیل هم از صدمه دیدن توسط موشکهای برد زیاد مصونیت نخواهند داشت.
مردم اسرائیل در مقابل این حمله ها وبا وجود کشته دادن ها ِ زخمی ها وویرانی هائی که این حمله ها برجای گذاشته اند ِ استوری خاصی نشان میدهند .
تلویزیون های متعلق به چند کشور عربی وایران همانطور که سیاست داخلیشان ایجاب میکند فقط خرابی هایی را که هواپیما های اسرائیلی در لبنان بوجود آورده اند نشان میدهند.
ارتش اسرائیل سعی دارد از همه جوانب راه خارج کردن دو سرباز اسرائیلی که به اسارت حزب اله درآمده اند را از لبنان بگیرد. توطعه این اسارت با نقشه قبلی دولت ایران طرح بندی ودستور اجرای آن توسط لاریجانی در مسافرت اخیرش به دمشق به سران حزب اله داده شد. دلیل از این کار جلب توجه دنیا به این منطقه است تا کمتر به مساله اتم ایران بپردازند.
بگفته مقامات اسرائیلی ِ برخلاف گذشته ارتش این کشور قصد ندارد آتش بس را بزودی بپذیرد تا قطع نامه سازمان ملل مبنی بر اینکه حزب اله که یک گروه چریکی محسوب میشود باید جای خود را به ارتش لبنان بدهد به اجرا در آید.
در چند روز اخیر هم در ایران شایعه شده که اسرائیل قصد حمله به ایران را دارد. بنظر من این شایعه پایه واساسی ندارد اسرائیل هرگز دست به چنین کاری نخواهد زد چون اولا نیروی نظامی برای اینکار ندارد دوما دول اروپائی وروسیه وعمو سام هرگز این اجازه را به این کشور نخواهند داد.
نجات ایران فقط بدست خود ایرانی ها میسر است وبس.»
ولی جالب اینکه یکی از نویسنده های کمونیست و مخالف جمهوری اسلامی که با نام مستعار «کلنگ» می نویسد در اولین واکنش به او نوشت: « نجات آن سی و پنج کودک زیر سیزده سال که در غزه کشته شده اند به دست چه کسی میسر است، آقای محترم؟» یا یک ناشناس برای او نظر گذاشت است که: « اینجا وبلاگ یه آدمه یا رادیو اسرائیل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟»

و وبلاگ روی ترن هوایی در نوشته ای با عنوان « عملیات محدود: به شوری خون، به تلخی دود» نوشت: « باید فلسطینی بود تا مفهوم کلمه اسرائیل را درک کرد. باید اسرائیلی بود تا معنی لبنان و هالوکاست و عملیات انتحاری را فهمید. باید جرج بوش بود تا دروغگویی و رذالت را معنا کرد. همه این ها باید بود، اما بچه های غزه و اریحا و بیروت هیچ کدام این ها نیستند؛ فقط و فقط کودکند.
منتظر کامنت های گرمتان در حمایت از اسرائیل و کوبیدن حماس و حزب الله هستم، فحش های گرمتان را هم پذیرا خواهم بود، اگر از قماش آدمهای کافه ی امروز باشید که تنها دلیلتان برای کوبیدن حماس و حزب الله حمایت شدنشان از طرف ایران است و بس. ولی لطفا خاطرتان باشد که حماس و حزب الله از نظامی ها گروگان گرفتند و تقاصش را غیر نظامی ها پرداخت می کنند. جنایت جنگی؟ شوخی می فرمایید، این فقط یک عملیات محدود نظامی است!!!!!»

در عین حال «یرما» در وبلاگ «Agrandissement» در نوشته ای ادبی نوشت:
«شبت شلوم
از آن عصرهای جمعه ی خانه نشینی زرد کمرنگ کسالت بار بود
آرته یک فیلم خاکستری ـ قهوه ای چرک سرد نشان می داد با یک زبان غریب ، زمانی لازم بود تا حدس بزنیم کجاست ، و اسراییل که تا پیش از آن سربازهای سبز تیره بود در زمینه ی خاکستر و دود ، به دخترک رنگپریده تبدیل شد با دست های زخم از وسواس دین با رنگمایه ی چرک زرد و درد .. و تکرار مکرر ژسویی امپوغ
تا پیش از آن که اسراییل ندیده بودم ، تا پیش از آن
ـ ماه اوت ؟ ـ
که تصویر گریانشان را ببینم که از خانه هایشان بیرونشان می کنند و لابد قرار باشد از یادم برود کسان دیگر پشت دیوار را که دیگر خانه ای نداشتند که آن طور چنگ بزنند به دیوارهاش
اسراییل علی رغم تلاش های فشن تی وی ، هیچ وقت برای من سرزمین درخشان زرد و نارنجی نشد با دخترکان کشیده ی سبزه ی قرمز پوش با آن دماغ های قوزدارشان
یا ارکستر سمفونیک تل آویو با نوازنده های کلاه بر سرش، علی رغم پرکاریشان در متزو
اسراییل همیشه سرباز سبز پوش تیره بود
در برابر فلسطین ، زنی چاق ـ نماد مادر ـ که گریان بر سر می کوفت و جنازه ای که بر سر دست می رفت
ـ مردی ، پسری شاید که دیگر نبود ـ
زنی که جز سنگ و آه نداشت ، سربازی که نه جنسیت داشت نه حضور انسانی
نیروی زایش گر زندگی در برابر نیروی نابودگر منجمد کننده
دارم تصویرهای ذهنی م را می نویسم ، که عمیق ترند برایم از سید حسن نصرالله فربه و آن مردهای ریش دار سیاه پوش کلاه بر سر که انگار تا ابد قرار است سرشان را در برابر دیواری تکان تکان تکان دهند
از خالد مشعل و آریل شارون
از پرچم های زرد حزب الله و سبز حماس ، از آن پرچم آبی و سفید که همیشه یا زیر پا بود یا میان آتش
چندروزی است که اسراییل تصویر دار شده ، تصویر مردم خیابان و کافه و گالری ، خبری از آن دخترک رنگ پریده که هزار بار دست هاش را می شست نیست ، اما تصویرها پرند از بچه های لرزان پنهان شده در پناهگاه ها ، تصویر اشک ریز بر سر قبری ، دوربینی که میانشان می لغزد و هراسشان و غمشان را می دهد به ما
و آن طرف تصویر توده توده بچه های دونده میان خاک و دود
از دور
توده توده مردم ریخته به خیابان فریادکش مرگ خواه
در لانگ شات
فکر کن
اگر با تصویر آن زن گریان بزرگ نشده باشی ، کدامشان به تو نزدیکترند؟
بعد عددها ، چهارنفر از آن طرف ، شصت و سه تا از اینوری ها
به تصویرها اعتماد نکن»
و نویسنده وبلاگ «سرزمین رویایی» در نوشته ای با عنوان «شمایی که زندگی را شرمسار وجود خود کردید» خطاب به یهودیان نوشت:
« به خیالتان پیروز خواهید شد. خون برای چشمان شما عادی‌تر از پرواز ماه است بر آسمان. قلب‌هایتان آنقدر سنگی است که نمی‌دانید به قتل زندگی کمر بسته‌اید. بی‌شک روزی کودکان رام‌الله و غزه برای فرزندانشان داستان موشک‌های شما را خواهند گفت. زیادند کسانی که جنایت‌های شما را نظاره می‌کنند، بیشتر حتا از هولوکاست. شما که خود قربانی هولوکاست بودید مجری جنایت‌هایی احمقانه‌تر شدید.
قلب من چیز زیادی از عمق ماجرا نمی‌داند. کسانی که باید در آینده روایت کنند این روز‌ها با سر و صورت خونین در بیمارستان‌ها بستری هستند. داستان شما را دختران اورشلیم روایت خواهند کرد که قبل از انکه عاشق شوند در خون موشک‌های شما غلطیدند. داستان شما، داستان مرگ است در برابر زندگی. آه اگر می‌دانستید چگونه باید زیست به دنبال چند وجب خاک و مرزی نامعلوم دستان خود را خونین به قتل هم‌نوعانتان نمی‌کردید.
آنقدر گم شدید در مرز و سیاست و لابی‌های پرقدرتتان که یادتان رفت از چه روی نفس می‌کشید و از یاد بردید چند نفر را با موشک‌هایتان کشتید. شاید فکر کردید به روی خون انسان‌هایی چون خود می‌توانید شهرک‌های بی‌هویت بسازید، اما بدانید همانطور که آنان نتوانستند به روی جنازه‌های هولوکست بزیند شما هم نخواهید توانست به روی خون جوانان غزه زندگی کنید. گاهی باید به عدالت خدا شک کنیم، گاهی باید به خود خدا شک کنیم.
باشد تا تاریخ خود برایتان گواه باشد که چه مقدار مرگ را به زندگی ترجیج دادید و خود سرانجام قربانی آن شدید. افسوس تاریخ بر شما باد که فراموش کردید برای زیستن هیچ مرزی نیاز ندارید، شاید کسی نبود تا در گوشتان بخواند برای زندگی تنها یک قلب لازم است. نفیر موشک‌های شما در گوش کودکان اورشلیم و جنوب لبنان گرچه آواز مرگ خواند اما شما خود صدای آن را نشنیدید، بدانید تا آن خاک رنجور بی‌مرز به روی کره‌ی خاکی باشد، و تا دنیا، دنیاست، صدای نفرت گلوله‌های شما در گوش تاریخ خواهد پیچید. شمایی که زندگی را کشتید، شمایی که زندگی را شرمسار وجود خود کردید.»
در عین حال وبلاگ «آق بهمن» که از وبلاگ های روشنفکری و چپ گرای مطرح وبلاگشهر است در اعتراض به سکوت وبلاگستان و در عین حال تمسخر نظرات روشنفکران درباره اسرائیل نوشت:
« یکی دو ساعت پیش یکی از بچه‌ها از رادیو بی‌بی‌سی زنگ زد و از من خواست یکی دو دقیقه درباره واکنش وبلاگ‌های ایرانی به درگیری‌های اخیر اسرائیل با لبنان و فلسطین حرف بزنم. یک ساعتی وقت خواستم که دقیق‌تر وبلاگ‌ها را ببینم.
فکر کنم حدود پنجاه وبلاگ را که در این یکی دو روز آپ‌دیت شده بودند دیدم. نتیجه‌اش این بود:
از وبلاگ‌هایی که نویسنده‌هایشان در ایران هستند فقط دو وبلاگ در این مورد نوشته بودند که یکی‌اش خودم بودم.
از وبلاگ‌هایی نویسنده‌هایشان در ایران نیستند، چند نفری چیزهایی نوشته بودند که آنهایی که من می‌شناختم‌شان عموماً ساکن آمریکا بودند. سیبیل‌طلا و کلنگ و خورشید خانوم و دو سه تای دیگر (آذرستان و سرزمین رؤیایی و زندگی روی ترن هوایی و نازلی).
به خدا نمی‌خواهم بگویم همه شماها چقدر آدم‌های بی‌عاطفه بی‌مسپولیتی هستید. ولی به نظر من درباره این مشاهده می‌شود حرف زد. دلیل این مسئله چیست؟
آیا ما اصولاً به اتفاقاتی که در جهان می‌افتد بی‌توجه‌ایم؟
من فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. درباره اخراج زیدان و شورش‌های فرانسه و قتل تئو وان‌گوگ و انتخابات آمریکا کلی در وبلاگ‌ها چیز نوشته شد.
نمی‌شود گفت اهمیت این خبر از این‌هایی که گفتم کمتر است. کافی است بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان را نگاه کنید و ببینید که تقریباً برنامه‌هایشان را تعطیل کرده‌اند و این درگیری‌ها را پوشش می‌دهند.
این روزها خبر مهم دیگری هم نبوده که بگوییم این درگیری‌ها تحت‌الشعاع آن قرار گرفته. خود من هم معمولاً مسئله اسرائیل-فلسطین را تعقیب می‌کنم در روزهای جام جهانی چیزی درباره حمله اسرائیل به غزه ننوشتم (که باعث گلایه بعضی از دوستانم هم شده بود). ولی این بار این دلیل هم نیست.
فکر می‌کنم همه‌مان حدوداً می‌دانیم دلیل چیست. مسئله اسرائیل-فلسطین در ایران تبدیل به یک مسئله حکومتی شده. حمایت شدید جمهوری اسلامی از فلسطین که با روی کار آمدن حماس شدیدتر هم شده و این تصور که ما ایرانی‌ها داریم برای حمایت دولت‌مان از فلسطینی‌ها الکی هزینه می‌دهیم (به درستی یا نادرستی‌اش کاری ندارم) باعث شده که همه ما از حرف زدن درباره این مسئله اکراه داشته باشیم.
روشنفکرهای ما هم دقیقاً همین‌طورند. چپ‌های سابق که به راست چرخیده‌اند می‌خواهند از همه تعلقات قبلی‌شان دوری کند و اتفاقاً حمایت از فلسطین یکی از قوی‌ترین این تعلقات بوده.
راستش هنوز هم در بیشتر کشورهای دنیا قشر روشنفکر -که بیشترشان گرایش چپ هم دارند- عموماً مخالف اسرائیل هستند.

یک ماجرای جالب:
چند وقت پیش پسر دایی یکی از دوستانم به اسران آمده بود. او سی و چند ساله است و از بچگی در آمریکا بزرگ شده. الآن هم در دانشگاه ادینبورو استاد است. دوست‌دختر (شاید هم زن) ی دارد که فلسطینی‌الاصل است. او فیلمساز است و بیشتر فیلم‌هایش با موضوع فلسطین.
وقتی آمده بود ایران با هم به یکی از این محفل‌های روشن‌فکری رفتیم که چند تا از روشنفکر‌های (غیرمذهبی) ایران هم آنجا بودند. بحث به اسرائیل کشید (البته خیلی هم نکشید. من چون می‌خواستم بحث برای مهمانم جذاب باشد بحث را به اسرائیل کشاندم).
بنده خدا شاخ درآورده بود. می‌گفت هیچ جای دنیا ندیده یک جمع روشنفکری این‌قدر طرفدار اسرائیل و آمریکا باشند.
کاری به درستی و غلطی موضع عمومی روشنفکران‌مان ندارم. مناقشه اسرائیل-فلسطین (یا اسرائیل-اعراب) مناقشه‌ای است که شناختنش برای کسی که مسائل روز را دنبال می‌کند لازم است.
حکم صادر نمی‌کنم. ولی می‌گویم غفلت خودخواسته‌اس که خیلی از ما ها به شناختن این مسئله نشان می‌دهیم با اهمیت مسئله تناسب ندارد. یعنی ما برای شناختن مسائلی کم‌اهمیت‌تر از این اشتیاق بیش‌تری نشان می‌دهیم.»

پی نوشت.
به آدرس های اینترنتی این نوشته ها را می توانید از آدرس زیر دسترسی پیدا کنید:
http://www.masihm.com/Post-۲۹۴.ASPX

 

نظر دهید

لازم است

لازم است، نمایش داده نمی‌شود


موضوعات
  • جبهه‌ی فرهنگی
  • سرمقاله
  • طنز و کاریکاتور
  • مقالات
  • گزارشها

  • مطالب دیگر این ویژه‌نامه
  • پایان افسانه ای به نام «مرکاوا»
  • پناهگاه نصرالله كجاست؟
  • طنز: روزشمار جنگ
  • نبرد ادامه دارد

  • Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

    Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540
    جنگ ۳۴ روزه در وبلاگستان
  • معرفی کتاب: دین و سیاست در حزب الله
  • فاجعه قانا
  • فقه ذلت و فقه عزت
  • معرفی کتاب: طعم تلخ بزرگترین شکست
  • تأثیر حزب الله لبنان بر جنبش های اسلامی فلسطین و شباهت های فرآیندی
  • نگاهی به شخصیت رهبر حزب‌الله
  • حزب الله لبنان و مقابله به مثل
  • حزب الله در موازنه جدید منطقه
  • برداشتهای مهم از گزارش کمیته وینوگراد
  • اسطوره ای به نام سید حسن نصرالله
  • اسرائیل در لبنان به دنبال چه بود؟
  • حزب‌الله و مؤلفه‌های سیاست و امنیت در خاورمیانه
  • عواقب جنگ در لبنان
  • “آگوستوس ریچارد نورتون” در کتابی با عنوان حزب الله
  • راز پیروزی حزب الله

  • Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

    Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

    Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540

    Deprecated: Function ereg() is deprecated in /home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line 540
    قطعنامه ۱۷۰۱، کارنامه تهاجم و مقاومت
  • گفت وگو با دكتر مسعود اسداللهی كارشناس برجسته لبنان؛ حزب الله لبنان سرنوشت منطقه را تغییر داد
  • گزارش وینوگراد و اعتراف به شکست
  • حزب‌الله، نسخه انقلابی عصر جدید لبنان
  • بازخوانی جنگ سی و سه روزه
  • حزب الله؛ قوی تر از همیشه