چکیده:
از جمله ویژگیهای نبرد ۳۳روزه سال ۲۰۰۶آن بود که این بار نه تنها هیچ ارتش عربی خود را وارد جنگ با اسراییل نکرد که برخی نظامهای عربی، با اتحادی اعلام نشده به حمایت از دشمن پرداخته و حزب الله را متهم به ماجراجویی علیه مردم این کشور کرده و در تصویب قطعنامهای که دشمن شماره یک خود(اسراییل) را از مرگ حتمی نجات میداد از هیچ کوششی دریغ نکردند.
Deprecated: Function ereg() is deprecated in
/home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line
540
Deprecated: Function ereg() is deprecated in
/home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line
540
Deprecated: Function ereg() is deprecated in
/home/ommatir/public_html/vijename/wp-content/plugins/WP-Jalali/mps-jalalidate35.php on line
540
عباس سعادتی
در راولین سالگرد پیروزی حزب الله لبنان بر رژیم صهیونیستی در جنگ معروف ۳۳ روزه میباشیم. نبرد نابرابری که نشان داد اسرائیل به رغم تبلیغات گسترده ، تهی از توانمندیهای اعلامی میباشد. رژیم صهیونیستی از بدو تاسیس غاصبانه خویش تاکنون د رجنگهای متعددی که با اعراب داشته است توانسته به یمن برتری امکانات و حمایتهای اربابان خود، از یک سو و تشتت و پراکندگی در صفوف اعراب از سوی دیگر، همواره نیروی برتر میدان نبرد تلقی شود و از پرتو این پیروزیها شعار افسانه شکست ناپذیری را برای ارتش اسرائیل برگزیدند.
شاید همین توهم باعث شد که رژیم صهیونیستی در سال گذشته با محاسبات کارشناسانش پیروزی یک نبرد برق آسای دیگر را انتظار میکشید. اما در این مرحله عزم جدی مبارزان اندک ولی مصصم حزب الله به یکباره همه تصورات انها را مقهور ارادههای پولادین خویش نمود. این بار طرف عربی را ارتشهای سازمان یافته با جنگ افزارهای سنتی تشکیل نمیداد. گروهی مبارز تحت عنوان جنبش حزب الله لبنان که قدمت آن از ۲۰سال هم تجاوز نمیکرد طرف مقابل اسراییلی بود که به مراتب از اسراییل سال ۱۹۶۷پیشرفته تر و قدرتمند تر بود مدت جنگ نه تنها شش روز نبود که ۳۳روز به طول انجامید و نتیجه آن نیز هیچ شباهتی به جنگ ژوئن ۱۹۶۷نداشت. طرف عربی با سه الی پنج هزار نیروی حاضر در میدان این بار بر دشمن دیرینه خود پیروز شد و حامیان اسراییل را در سی و سومین روز جنگ وادار کرد با ارائه قطعنامه ای از سوی شورای امنیت موجبات خروج آبرومندانه رژیم اسراییل را از این جنگ که این بار آغاز گر آن خود اسراییل و با برنامه از پیش طراحی شده بود، مهیا کنند.
از جمله ویژگیهای نبرد ۳۳روزه سال ۲۰۰۶آن بود که این بار نه تنها هیچ ارتش عربی خود را وارد جنگ با اسراییل نکرد که برخی نظامهای عربی، با اتحادی اعلام نشده به حمایت از دشمن پرداخته و حزب الله را متهم به ماجراجویی علیه مردم این کشور کرده و در تصویب قطعنامهای که دشمن شماره یک خود(اسراییل) را از مرگ حتمی نجات میداد از هیچ کوششی دریغ نکردند.
به هر روی حزب الله لبنان به ادعای دوست و دشمن پیروز قاطع صحنه نبرد با اسراییل پس از ۴۰سال در سال ۱۹۶۷بود با این تفاوت که اعراب این بار در جهان عرب برنامهای برای استفاده از پیروزی بر دشمن دیرینه وجود نداشت، بلکه سران عرب درست در جهت مخالف اهدافی حرکت کردند که ۴۰سال پیش برای تحقق آن تلاش کردند، اما شکستی مفتضحانه را متحمل شدند.
پیروزی گروه مقاومت حزب الله بر ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل و برخوردار از حمایت همه جانبه سیاسی- نظامی آمریکا، هنوز به عنوان یک علامت سوال ذهن پیگیرندگان مسائل خاور میانه را به خود مشغول دارد. و در این نوشتار نیز سعی خواهد شد جوانب مختلف این پیروزی به اختصار مورد توجه قرار گیرد.
مقاومت اسلامی جنوب لبنان در خلاء متولد نشده است، بلکه این مقاومت مولود فضای مبارزه و نبرد با اشغالگران صهیونیست در جنوب لبنان است که مقاومت فلسطین آن را از سال ۱۹۷۲تا ۱۹۸۲بر ضد رژیم اشغالگر استمرار بخشیده است و جبهه مقاومت ملی لبنان از سال ۱۹۸۲تا ،۱۹۸۵آن مبارزه را ادامه داده است. مقاومت کنونی نیز حلقهای از حلقههای نبرد و مبارزه بر ضد اشغالگران و مزدوران آن است، با این تفاوت که دارای جنبه دینی مذهبی است. معروف است که مقاومت کنونی، در درجه اول یک مقاومت اسلامی است. جنبه دینیاسلامی مقاومت، از زمان تجاوز اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲تاکنون نقش بسیار مهمی در رویارویی با نیروهای اشغالگر، خواه در سطح مردمی و خواه در سطح نیروهای مقاومت، داشته است. این نکته روشن است که دین در محیطی میتواند به عنوان یکی از متغیرهای اساسی شخصیتی و تاریخی به حساب آید که جنبههای دینی بتواند، انگیزه موثری برای جنگ، جهاد و شهادت را به وجود آورد.
حزبالله لبنان در نبرد ۳۳روزه موفقیتهای خود را به چند روش به دست آورد.
-۱موفقیتهای نظامی
در بخش نظامی، یک گروه کوچک از چریکهای مسلمان توانستند، بیش از یک ماه، یکی از قدرتمندترین ارتشهای دنیا (ارتش اسرائیل در بعضی تعاریف ارتش چهارم دنیا تبلیغ میشود) را زمینگیر نمایند اسراییل در این جنگ دارای ۳۰۰فروند هلی کوپتر، ۶۰سکوی پدافند ضد موشکی، ۳۹۰۰دستگاه انواع تانک های پیشرفته، پنج زیر دریایی، ۱۷ناو جنگی و در نهایت ۶۱۳هزار نیروی نظامی اعم خدمتی و ذخیره بود.
مقاومت لبنان توانست ضربات و آسیبهای شدیدی را بر پیکره آن وارد نمایند.
نیروهای حزبالله ترکیبی از روشهای نظامی حرفهای، خلاقیت، جسارت، تدارکات بسیار دقیق، استفاده ماهرانه از موشکهای ضد تانک، سازماندهی برجسته نیروها و دفاع زیرزمینی مارپیچی که تاکنون مشخص شدهاند را به کار گرفت، در حالی که سایر تاکتیکهای آنان هنوز در پردهای از ابهام قرار دارد.
همانگونه که یکی از تحلیل گران آمریکائی اذعان نمود که نیروهای مقاومت الگوی جنگی را از ویت کنگها گرفتند و الگوی اسلامی رامتاثر از ایرانیها می باشند به گونهای که بین شائول موفاز و عمیر پرتز درگیری لفظی ایجاد شد و هرکدام دیگری را مسبب این ناکامی معرفی نمودند. البته باید به خاطر داشت که حزبالله امروز به الگویی برای همه کشورها و مردم منطقه بدل شدهاند. امروز محبوبیت سید حسن نصرالله بیش از محبوبیت جمال عبدالله الناصر ارزیابی میگردد و همگی او را قهرمان عرب میدانند.
البته نباید فراموش نمود که ناصر با پرچم ناسیونالیست عرب عنوان قهرمانی را یدک میکشید در حالی که آقای نصرا ۰۰پرچم دیگری بنام ایدئولوژی اسلامی را به دست گرفت و از این طریق توانست افکار عمومی جهان عرب و اسلام را معطوف به مقوله جدیدی نماید همان چیزی که مقامات رژیم صهیونیستی بارها نسبت به شکلگیری آن هشدار دادند.
تنها شکست نظامی رژیم صهیونیستی در حمله به لبنان این رژیم را غافلگیر نکرد، بلکه قدرت فائقه حزب الله در مقابله با ماشین جنگی صهیونیست ها هرگز به خیال هیچ کدام از رهبران آنها خطور نکرده بود، مسالهای که برخی از این رهبران صهیونیست آن را دور جدیدی از نبرد دانستند که “اسلامی شدن جنگ” از نشانههای بارز آن است و دولتمردان یهود هم آن را تهدیدی جدی برای موجودیت “اسرائیل” قلمداد کردند.
- ۲اسلامی نمودن مبارزه
مقاومت لبنان که بعد دینی آن به عنوان یک نقطه اساسی برای تمایز آن از سایر مبارزات به حساب میآید،موفق شده است تا این بعد را با جنبههای ملی در همآمیزد. بدین علت جنگ بر ضد نیروهای اشغالگر به عنوان یک وظیفه دینی و ملی برای آزادسازی سرزمین و نیل به حاکمیت ملی به حساب میآید. همچنین مقاومت در این جا موفق شده است تا میان نقش مردمی خود در رویارویی با اشغالگران و میان نقشی که دولت در زمینههای امنیتی، اجتماعی و توسعه دارد، تفاوت قائل شود. تاکنون مقاومت خود را به عنوان جانشینی برای دولت مطرح نکرده است.
تسیفی لیونی وزیر امور خارجه دولت عبری در دیدارش با سفرای خارجی در تل آویو آشکارا و شفاف در این خصوص اظهار نگرانی کرد. روزنامههای عبری که اظهارات لیونی در این نشست را منتشر کرده بودند، به نقل از وی نوشتند که لیونی هشدار داده بود در صورت ادامه “مظاهر اسلامی شدن منازعه” خطر بزرگی دولت “اسرائیل” را تهدید خواهد کرد. وی تاکید کرده بود که افزایش روحیه و ایمان و یقین فلسطینیان و لبنانیها از نشانههای این خطر در صورت اسلامی شدن منازعه خاورمیانه است که همزمان با آن قدرت بازدارندگی ” اسرائیل” متلاشی میشود و تاثیر خود را از دست میدهد ؟ قدرتی که متکی به توازن قدرت نظامی به نفع دشمن صهیونیستی است. به علاوه، در سایه پیروزیها و دستاوردهای حزبالله، تاثیرات شگرفی بر مردم و تودههای مسلمان منطقه که سالها از شکاف شیعه و سنی رنج میبردند، به وجود آورده است. این پیروزیها بیتردید عزم جدی مبارزه را در میان آنان راسختر خواهد نمود و حتی برخلاف خواست سردمداران عرب، به رشد رادیکالیسم منتهی خواهد شد. لذا تغییر در ساختار کنونی منطقه در آیندهای نزدیک، دور از انتظار نخواهد بود.
معین ربانی از “انجمن بحرانهای بینالمللی” ( (ICGدر این مورد میگوید:
“افکار عمومی کشورهای عربی از دولتهای خویش میپرسند: اگر نیروهای لبنانی حزبالله در عرصه نبرد به دستاوردهایی بیش از آنچه شما بر روی میز مذاکره به دست آوردهاید، نائل شدهاند و در عین حال آنان از امکاناتی بسیار کمتر بهرهمند بودهاند، شما تاکنون چه میکردهاید؟”
پادشاه اردن، ملک عبدالله که نظیر سران مصر و عربستان سعودی، اقدام نظامی حزبالله را در اسارت دو سرباز اسراییلی در اتهامی نادرست، “مخاطرهجویی محاسبه نشده” خوانده و ابراز امیدواری نموده بود که اسراییل آنان را به مجازات گروگانگیری انجام شده، خواهد رساند، اینک در سایه رشد و گسترش حزبالله، پادشاهی خود را در معرض خطر میبیند
۳- تعیین اولویتها
مقاومت لبنان در دو دهه گذشته با انجام عملیاتهای نظامیاش در جنگی همه جانبه بر ضد سربازان رژیم اشغالگر و مزدورانش، توانسته است رویکرد راهبردی خودرا براساس معادله ذیل تعیین نماید:
الف: مقابله به مثل شدید علیه دشمن به ویژه در جبهههای مرزی
ب: انعطاف و میانهروی در داخل و همکاری با نیروها، احزاب و طوائف لبنانی، بدین منظور که از مقاومت در همه سطوح حمایت شود و حوزه افکار عمومی حامی حزبالله گسترش یابد.
اگر چه مقاومت لبنان از پیچ و خمهای خطرناکی عبور کرده و به ویژه در گسترش روابط با دولت و نهادهای آن،شاهد نقاط عطفی بوده است، اما اولویتهای فوق الذکر هیچگاه تغییر نکرده است. با وجود برخی تنشها میان مقاومت و دولت لبنان، هیچ گاه این تنشها به منازعات مسلحانه داخلی یا منازعات غیر مسلحانه منجر نشده است. رابطه مقاومت با ارتش در سالهای اخیر به یک رابطه همکاری و هماهنگی تبدیل شده و این برای اولین بار است که در تاریخ مقاومت لبنان چنین چیزی اتفاق میافتد. این همکاریها موجب تسهیل برخی از فعالیتهای میدانی مقاومت اسلامی شده است به گونهای که پس از این همکاریها بسیاری از مزدوران و شبکههای امنیتی مرتبط با دشمن کشف گردیدهاند و کسانی که دستگیر شدهاند در محاکم قضایی لبنان محاکمه شدهاند.
این همکاریها میان مقاومت و دولت لبنان، خشم اسراییلیها را برانگیخته، به طوری که انتقادات شدیدی به دولت لبنان ابراز گردیده است.
اهمیت چنین رابطه گرمی با دولت و ارتش لبنان را نمیتوان جز از طریق مقایسه با تجارب مقاومت لبنان در گذشته، درک نمود. این ارتباط در مقایسه با مقاومت فلسطین که همواره میان او و دولت فلسطینی، تردید متقابل و عدم اعتماد وجود داشته، رابطهای بسیار معنادار است.
نکته مهم دیگر که لازم به یادآوری است این که اسراییل این سطح از روابط رسمی دولت لبنان با مقاومت و حجم حمایتهای مردمی که از آن برخوردار است را خوب درک میکند. در نتیجه همواره تلاش کرده تا از طریق عملیاتهای تلافیجویانه بر ضد شهروندان وغیر نظامیان بر ضد زیرساختهای اقتصادی در تمامی مناطق لبنان حتی مناطقی که با خطوط نبرد فاصله زیادی دارد، روند همکاریها را به گونهای تخریب کند که لبنانیها همه احساس کنند آنچه که مقاومت انجام میدهد چه تبعاتی برای آنها در پی دارد و به خاطر عملیاتهای مقاومت چه بهای سنگینی را باید بپردازند. با این همه هیچ یک از جنایات اسرائیلیها در لبنان نتوانسته است اولویتهای مقاومت را تغییر دهد و یا اینکه در اولویتهای مقاومت تاثیر بگذارد و به رابطه مقاومت با دولت لبنان خللی وارد سازد یا میان مقاومت و سایر نیروهای سیاسی، اجتماعی و دینی در لبنان اختلاف و تفرقه ایجاد کند. علیرغم تجاوزات، مقاومت در جنوب لبنان استمرار یافته و حتی در بسیاری از موارد عملیاتهای خود را تشدید نموده است.
نکته بسیار مهمی که نباید فراموش کرد آن است که مقاومت علیرغم جنبه دینی اسلامی و نفوذ گستردهاش در مناطق لبنان به گونهای رفتار کرده است که بتواند در پناه آن از بروز یا تعمیق شکافهای موجود درجامعه مصیبتزده لبنان که سالیان دراز درگیر جنگ داخلی بوده، جلوگیری کند.
-۴استفاده از روشهای تبلیغاتی روانی
مقاومت جنوب لبنان اولین جنبشی است که از فنآوری جدید به ویژه در زمینه تبلیغاتی بر ضد سربازان اشغالگر اسراییل استفاده نموده است. این جنبش همچنین اولین نیروی مقاومتی است که به تهیه فیلم از عملیاتهای تهاجمی اقدام کرده است. تصاویر پخش شده از این عملیاتها، تاثیر بسیار بالایی بر روحیه تمامی مردمی که در مناطق مختلف لبنان از مقاومت حمایت میکنند، داشته و در مقابل موجب شکست روحی سربازان دشمن و افکار عمومی اسراییل شده است. امروزه نقش تبلیغات و جنگ روانی در جنگها و تاثیر آن بر روحیه افراد بر کسی پوشیده نیست در این جنگ حزب الله از توان عملیات روانی خود بهره فراوانی برد به گونهای که سخنان سید حسن نصرالله نه تنها از نظر لبنانیها و عربها بلکه از نظر فرماندهان اسرائیلی ومردم آنها نیز صادقانه و جدی تلقی میشود . مردم اسرائیل که در پناهگاهها بسر میبردند اذعان میکردند تنها حرفهای مقاومت لبنان و رهبر ان را باور داشته ، و تنها بر اساس اعتماد به گفته آنان حاضرند به منازلشان برگردند .
در این میان شبکه فاکس نیوز که به نمایندگی از سوی رژیم صهیونیستی ، وظیفه مدیریت خبری جنگ با حزب الله ۰۰۰را برعهده داشت جایگاه پیشین خود در میان اسرائیلیها را ازدست داد و این افراد برای دریافت خبرهای واقعی به شبکه المنار مراجعه میکردند .رهبر مقاومت با قرار گرفتن در مقابل دوربینهای تلویزیونی و بیان اظهاراتی ضمن اثبات سلامتی خود بر پایداری و مقاومت تاکید میکرد و هشدار گونه اعلام میکرد که از این پس اخبار غیر منتظره زیاد خواهید شنید این اظهارات باعث شد تا موشه العاد یکی از کارشناسان اسرائیلی در امور لبنان رهبر مقاومت را استاد جنگ روانی و کارشناس در زمینه تشکیلات و در درجه دوم یک شخصیت نظامی بداند.
پس از این که تلویزیون المنار وابسته به مقاومت، تصاویر زندهای از عملیات تهاجمی موشکی نیروهای حزبالله را به مواضع دشمن و یا به شهرهای صهیونیستنشین شمال اسرائیل پخش کرد این اقدامات تبلیغاتی موجب بالا رفتن روحیه حامیان حزبالله و تضعیف روحیه دشمن گردید. بدین ترتیب جنبش مقاومت توانست با اتخاذ روشهای کارامد برتری خود را در نبرد ۳۳روزه تثبیت نماید به گونهای که گزارش نهایی کمیته وینوگراد برای دلایل شکست ارتش رژیم صهیونیستی دربرابر مقاومت لبنان، با مسئول معرفی کردن ۳مقام ارشد این رژیم شامل : نخست وزیر، وزیر جنگ و رئیس وقت ستاد مشترک ارتش منتشر می شود.
وینوگراد در گزارش نهایی خود ، ایهود اولمرت نخست وزیر، عمیر پرتز وزیر جنگ ودان حالوتس رئیس سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل را مسئول شکست این رژیم از مبارزان حزب الله در جنگ ۳۳روزه تابستان گذشته معرفی کرده است.
وینوگراد در گزارش نهایی خود اولمرت را مسئول اصلی شکست جنگ معرفی و در مورد عملکرد وی اینگونه نتیجهگیری کرده است: اولمرت در جنگ لبنان نقش یک رهبر منفعل زیر نفوذ ارتش را ایفا کرد و مسئولیت اداره جنگ را به ارتش واگذار کرد در حالی که طبق قانون مسئولیت اداره جنگ برعهده شخص نخست وزیر بود.
کمیته مزبور عملکرد پرتز را اینگونه جمع بندی کرده است: پرتز اصلا لیاقت تصدی پست وزارت جنگ را نداشت و به علت بیبهره بودن از دانش کافی در زمینه امنیتی قادر به انجام وظیفه در قبال جنگ نبود.
نظر کمیته درباره حالوتس نیز بر این مبناست : حالوتس حملات موشکی حزب الله به شهرهای شمالی اسراییل را جدی نگرفت و در هیچ برههای از جنگ یک برنامه مشخص برای مقابله با این حملات ارائه نکرد. کمیته وینوگراد، کمیته تحقیق و بررسی برای مشخص کردن دلایل شکست اسرائیل در جنگ ۳۳روزه لبنان است. این گروه تحقیق از طرف دولت سرزمینهای اشغالی اداره میشود.
با پایان جنگ ۳۳روزه جنبش حزب الله نه تنها شکست نخورد، بلکه توانست ضربات مهلک و تلفات چشمگیری را بر پیکر ارتش رژیم صهیونیستی وارد کند که به اعتراف خود آنان در تاریخ جنگهای اعراب - اسرائیل بیسابقه بوده است.
در جهان عرب امروزه رهبری به اوج شهرت و محبوبیت رسیده است که شهرت و آوازهاش صرفا حاصل شجاعت، درستی، صداقت و تلاش حزبش برای دفاع از کشور به هر قیمت ممکن است. به همین جهت سید حسن نصرالله در جهان عرب شهره خاص و عام شده و به اوج محبوبیت رسیده است.
واشنگتن پست در مورد سید حسن نصرالله در ۳۰ژولای چنین مینویسد: “سید حسن نصرالله فرمانده ۴۶ساله چریکهای لبنانی است که سنگر امن خود را با عزم پولادین یک ژنرال ترکیب میکند تا قواعد اختلاف سرزمین عرب اسراییل را بازنویسی کند. او قدرتمندترین مرد خاورمیانه است. او تنها مرد جهان عرب است که واقعا به آنچه میگوید عمل میکند”. نیویورک تایمز نیز در تحلیل شابهی در اینباره مینویسد:” مقاومت حزبالله لبنان به رهبری سید حسن نصرالله شاید برای دنیای عرب، خاطره جمال عبدالناصر را زنده کند ولی ناصر هیچ گاه حیفا و شمال اسراییل را ناامن نکرده بود، یک میلیون و پانصد آواره صهیونیست بر روی دست اسراییل نگذاشته بود و استخوانهای ساکنان تلآویو را از ترس موشکهایش نترکانده بود ومهمتر اینکه یک اجماع جهانی برای خودش دست و پا نکرده بود… فعلا که حزبالله پیروز شده است و تمامی دولتهای عربی در حاشیه او، میتوانند او را تمجید کنند و نه کار دیگر.” سید حسن نصرالله در خلال سخنرانی قاطع و پرشوری که در حضور صدها هزار لبنانی ایراد نمود، علاوه بر شیعیان کشورش از اتباع کشورهایی نظیر فلسطین، سوریه، ایران، کویت و بحرین نیز به نیکی یاد کرد و تصریح نمود که در طول جنگ این حزب با نیروهای رژیم صهیونیستی، مردم کشورهای یاد شده با ارسال پیامهای سیاسی و اخلاقی، مقاومت و مبارزه بینظیر حزب الله در جنگ را ستودنی توصیف کرده اند. نصرالله در سخنرانی خود تصریح کرد که چنین پیروزی شکوهمند در واقع پیروزی همه ستمدیدگان و مستضعفان و همه آزادگان جهان و همینطور همه کسانی است که اطاعت از آمریکا را نپذیرفته و زیر بار زور و سلطه ابرقدرتهای امپریالیستی نرفته اند. وی از اینکه رهبران بعضی از کشورهای عربی از ذخائر و منابع نفتی خود بعنوان سلاح استراتژیک استفاده نمی کنند ابراز تاسف کرد و گفت اعراب باید از چنین حربههای استراتژیکی در پشتیبانی از مردم ستمدیده فلسطین، استفاده نمایند.
آنچه این نیروی اندک را برتری بخشید نه عده و عده نظامی،بلکه اعتماد راسخ آنان به درستی راه و مسیر انتخاب شده و اعتقاد عمیق آنان به پیروزی در هر دو حالت شکست دشمن یا شهادت بود. این گروه کوچک با تکیه بر حمایتهای الهی توانست اسطوره شکست ناپذیری اسرائیل را در هم شکند و همپای آن ختم دوران بازدارندگی و آغاز دوران جدید مبارزه را اعلام دارد. آنان با الهام از مایههای عمیق تفکر شیعه و با تکیه بر وعدههای الهی در حمایت از مظلوم، فارغ از قواعد سیاسی مرسوم به میدان مبارزه با اسرائیل وارد شدند و از آنجا که در محاسبات عقلانی معطوف به ارزش آنان، شکست، سازش، همزیستی با اشغالگر، پذیرش وضع موجود، یاس از مبارزه و طولانی شدن آن و فریب وعدههای دشمن جایی نداشت، پیروز شدند.
مقاومت لبنان کاری را انجام داد که هیچ دولت عربی نتوانسته انجام دهد، به خصوص دولتهایی که با هزینه کردن میلیاردها دلار ارتشهای خود را به سلاحهای آمریکایی و انگلیسی مجهز کرده اند.
مقاومت لبنان به رهبری حزب الله که برخی کشورهای عربی آن را نامشروع و عملیاتهای فداییاش را ماجراجویی میدانند، شهرهای حیفا، نهاریا و عکا را با موشکهای خود هدف قرار داد ؟ در حالی که کشورهای عربی و یا هیچ رهبر عربی جرات نداشته تا به حال به چنین اقدامی حتی فکر کند.
از فروکشکردن شعلههای نبرد سی و سه روزه در لبنان، حدود یک سال میگذرد.
با این حال اشتباه محض است که هزینههای این جنگ را تنها در ساختمانهای فرو ریخته و قبرهای جدیدالاحداث جستجو کرد. همه چیز به نحوی اساسی تغییر یافته است. در حال حاضر، بحث شکست اسراییل در این جنگ، همه را فرا گرفته است؟ از اعضای کابینه اسرائیل گرفته تا نیروهای ذخیره ارتش این کشور.
عملا تنها فردی که در جهان مدعی پیروزی اسراییل است، کسی جز جرج بوش نیست فردی که خانم هیلاری کلینتون نامزد دمکراتها برای ریاست جمهوری آتی ، وی را احمقترین رئیس جمهور آمریکا نامید ضمن اینکه تعریف وی از پیروزی، چیزی جز انجام ماموریت مورد نظرش نبوده است.